رشيد الدين فضل الله همدانى
53
جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى )
ذكر ولادت باسديو ( 1 ) و پادشاهان هند كه پيش از سلطان محمود ( 2 ) بودهاند زعم بتپرستان هند آن است كه با سديو در نوبت آخر به صورت آدمى بيامد ، وقتى كه جبابره در زمين بسيار بودند ، و عالم به ظلم و عدوان ممتلى بود و به بيداد و بغى و ستم خراب گشته ، باسديو به شهر ماهوره ( 3 ) در وجود آمد از اسديو از خواهر كمس ( 4 ) ، كه او والى آن مقام بود ، و ايشان از جنس جت ( 5 ) بودند از اصحاب مواشى و طبقهء سودر ( 6 ) . كمس از طريق تنجيم و تقويم دانست كه هلاك او بر دست باسديو باشد ؛ به وقت وضع حمل قابله بر خواهر خود موكّل كرد تا وقتى كه بار بنهد ، پيش كمس آورد ، و هرچه مىزاد ، مذكّر و مؤنّث ، همه را مىكشت تا وقتى كه بلبهدر ( 7 ) را بزاد ، و به كسى سپرد و پنهان مىداشت . بعد از آن از بطن ششم او باسديو در وجود آمد در شبى مطير كه قمر در ميزان روهنى ( 8 ) بود بر درجهء طالع . پس خوابى بر ايشان غلبه كرد . حواس غافل شدند . پدر او باسديو را بدزديد و او را به پايگاه فراخشاخ پنهان كرد . و موضع مهبط به قروان به ماهوره نزديك است ، و ميانشان نهر جون ( 9 ) است . آنگاه او را به دختر نند ( 10 ) بدل كرد ، چه اتّفاق ولادتش در آن ساعت افتاده بود ، و به عوض باسديو به ايشان سپرد . والى قصد كشتن او كرد . دختر پر برآورد و در هوا به جناح افراح طيران نمود و باسديو را به جسود ( 11 ) كه دايهء او بود سپردند . كمس ( 12 ) بر آن حال مطّلع شد . خواست تاكيدى و مكرى