رشيد الدين فضل الله همدانى
51
جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى )
مولتان ( 1 ) بگرفت ، و نامش معموره ( 2 ) نهاد ، و در شهرها و قصبات هند توغّلى كرد تا به شهر قنّوج ( 3 ) و زمين قندهار ( 4 ) و حدود كشمير ( 5 ) رفت و از آن راه بازگشت ؛ و اهل هند را زينهار داد ؛ و به صلحى از ايشان راضى شد ؛ و بعد از او غزات هيچكس از حدود كابل ( 6 ) نگذشت مگر به ايّام دولت ترك ، وقتى كه مالك غزنه ( 7 ) شدند ، و نايب آن دولت ناصر الدّين سبكتگين ( 8 ) بود ، و او در حدود هندوستان غزاى بسيار كرد ؛ بعد از او يمين الدّوله محمود ( 9 ) اجتهاد و اثر بسيار نمود ، و سى و اند سال فتح بلاد هند ، سلطان محمود ( 10 ) را مشهور و مسطور است . و دهلى ( 11 ) از بلاد هند در شرف و مكانت به مثابت دل افتاده [ است ] ، و ديگر جوانب اعضاى آن ؛ و اكنون تمامت سكّان آنجا مسلمان پاك اعتقاد و معتاد به مراسم غزو و جهاداند . خاكى حاكى از شميم شمال ، و هوايى به نسبت آن واهى طبيعت اعتدال ، و آبى بر آتش مسطور بر لطافت نسيم ، و رياضى بر اطرافش مقصور طراوت نعيم ؛ لشكرى مجاهد و مرابط ، افزون از سيصد هزار ، و عرصهاى منفسحتر از ساحت عرصهء اميد . و از مشاهير بلدان بر حسب آنكه مشاهدان تقرير كردهاند ، و استاد ابو ريحان ( 12 ) در كتاب خود آورده ، از طرفى كه فاصل است ميان خراسان ( 13 ) و هندوستان ( 14 ) ، چون از پنج آب بزرگ يعنى آب سند ( 15 ) و هند و آب جيلم ( 16 ) و آب لهاوور ( 17 ) و آب ستلوب ( 18 ) و آب بياج ( 19 ) مىگذرند بدين موجب