رشيد الدين فضل الله همدانى

44

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى )

نواب قاآن مغول و مسلمانى و ختاى ( 1 ) و الغورى ( 2 ) آنجا حاكم‌اند . و دار الملك جنگساى ( 3 ) ، و از آنجا به چهل روز به خان باليق ( 4 ) دار الملك عنقاى مغرب قاآن پادشاه روى زمين فرماينده مكان و مكين است ؛ و امّا راهى ديگر كه از معبر ( 5 ) مىرود به راه ختاى ( 6 ) ، ابتداى آن شهر قابل ( 7 ) و به شهر كونجو ( 8 ) و سنجو ( 9 ) مىروند از قابل به قين ( 10 ) ، و از آنجا به ملى فتن ( 11 ) ، و از آنجا به شهر كردرايا ( 12 ) ، و از آنجا به شهر حواريون ( 13 ) ، و از آنجا به شهر دقلى ( 14 ) ، و از آنجا به مملكت بيجالا ( 15 ) روند ، و آن در قديم از اعمال و حساب دهلى ( 16 ) بوده است ؛ و در اين وقت يكى از [ 335 ] عم زادگان سلطان دهلى ( 17 ) آن را به تغلّب فرو گرفته [ و ] بر او ياغى شده ، و لشكر او ترك‌اند ؛ و ماوراى آن مملكت رطبان ( 18 ) است ، و ماوراى آن ولايت ارمن ( 19 ) است ، و ماوراى آن ولايت زردندان ( 20 ) ، آن قوم دندانهاى خود جمله در زر گرفتندى ، و تنها سوزن زده و نيل در آن ريخته ، و ريش خود تمام برمىكنند چنان كه اثر موى بر روى ايشان نباشد ، هم ايل قاآن ( 21 ) اند ؛ [ و ] سرحد درياست چون از آنجا بگذرند به ولايت راخان ( 22 ) رسند ، و ايشان مردار خوارند و گوشت آدمى نيز خورند ، و ايل قاآن‌اند ] . از آنجا به حدود تبّت ( 23 ) مىرسند كه همه گوشت خام خورند و صنم پرستند ، و بر زنان خود بىحميّت باشند . از عفونت آن هوا اگر بعد از نيم روز غذا خورند همه هلاك شوند . دفع