رشيد الدين فضل الله همدانى
38
جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى )
چنار بيخآور و شاخگستر شود ، و ده سال متواتر ثمر دهد . و مردم آنجا بيكبار بتپرست باشند ، و پادشاهى علىحده دارند ؛ و سومنات ( 1 ) كه نام صنم آنجاست خانهء معبود و جاى مسجود عملهء ديار هند و بتپرستان است ؛ و هندويان از اطراف به زيارت سومنات از مسافات دور بيايند ؛ و بعضى از زهّاد جهّال نذر كرده باشند ، و يك منزل به پهلو بغلتند امّا به پاشنه و امّا به سر پيش صنم آيند ؛ و از كنبايت ( 2 ) تا جزيرهء قيس ( 3 ) خراج ( 4 ) بباشد ؛ و شكر مالواى ( 5 ) و ماذروبلدى ( 6 ) همه از سواحل گزرات ( 7 ) به كشتى به جملهء ديار و بلاد برند ؛ و از آنجا گذشته كنكن ( 8 ) و تانه ( 9 ) است ؛ و از آنجا گذشته به درياى مليبار ( 10 ) رسند ؛ و آن ديار از حدّ كروهه ( 11 ) تا خطّهء كولم ( 12 ) مقدار سيصد فرسنگ باشد ، جمله معدن بيتول ( 13 ) است كه مقيمان هند به واسطهء بيتول زندگانى آنجا مىتوانند كرد ، و اموال ايشان همه به اين ورق درخت مخرج مىشود ، و نقود زر و سيم جمله در آن بلاد جمع شده است ، و از آنجا به هيچ موضع ديگر نمىبرند . بعضى از آن زمين خشك است و بعضى بر ساحل دريا . و لهجهء ايشان شكسته باشد چنان كه اهل خابك ( 14 ) در جانب روم ( 15 ) كه همچنين زبان ايشان شكسته بسته دارند ، و در مقابلهء ايشان افتاده . مردم آنجا سمنى ( 16 ) باشند ، سجدهء صنم كنند ؛ و شهرهاى سواحل نخست سنداپور ( 17 ) ، آنگاه باكنور ( 18 ) ، و آنجا ولايت منجرو ( 19 ) ، پس از آن ولايت هبلى ( 20 ) ، آنگاه ولايت