رشيد الدين فضل الله همدانى

38

جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى )

آن روز كه من بدين مقام رسيده‌ام شما امروز پيش من مىآييد . اگر سر جنگ و مصاف داريد ، همانا قوىتر از لشكر انطاكيه « 1 » نخواهيد بودن ، ما تا غايت چون لشكر نرسيده بود ، انتظار لشكر مىكنيم تا تمام برسد ، جهت آن كس پيش شما نفرستاديم . مصلحت شما در آن است كه شما برويد و بزرگان خود را بگوييد تا بيايند و مطيع گردند ، كه مرا عزيمت مصر است و به شما التفات جنگ ندارم ، و محلّ آن نمىدانم كه با شما جنگ كنم ، و مال شما را بر كمان مقرّر خواهم كرد ، و بيرون از كمان از شما توقّعى ديگر ندارم . چون ايلچى دمشق « 2 » اين سخن بشنود ، به دمشق مراجعت كرد ، و حال هم‌چنان كه از اغوز « 3 » منقول بود با اكابر بازگفت . ايشان را اين سخن موافق آمد و به سمع قبول بشنودند ، و صد خروار كمان بار كردند و چند اسپ عربى نامدار با خود برداشتند و پيش اغوز آمدند و پيشكش كردند ، و ايل و مطيع شدند . اغوز بزرگان ايشان را دلخوشى داد و بنواخت و گفت : كمان ولايت شما بغايت نيك است و ما را جهت لشكر دربايست . اين مقدار كمان كه آورده‌ايد بر لشكر قسمت كنيد و هر يكى را سه كمان بدهيد . اگر به همه بر اين جملت برسد ، من بعد تتّمهء آن كه امسال آورده‌ايد تمام باشد ، و حاليا شما خاطر مىداريد كه به مصر مىرويم . چون از مصر ان شاء اللّه مراجعت نماييم ، مال شما مقرّر گردانيم و چنان سازيم كه خاطر شما خواهد . و بعد از آن يك ماه ديگر در دمشق مقام كرد ، و بعد از يك ماه كوچ كرد با لشكر به هم ، و قصد مصر كرد .

--> ( 1 ) . Antakiya ( 2 ) . Dimisk ( 3 ) . Oguz