رشيد الدين فضل الله همدانى

27

جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى )

تعيين كرد و با شهر خود فرستاد ، و همچنين به هر جا كه رسيدند از بلاد شام « 1 » تمامت ايل شدند مگر شهر انطاكيه « 2 » كه تركان آن را نطاق شهر گويند و سيصد و شش دروازه دارد ، طريق تمرّد سپردند و به مقاومت باز ايستادند و عاقبت يك سال جنگ كردند ، و بعد از يك سال بگرفتند . و اغوز « 3 » در آن شهر برفت و كرسى زرّين بنهاد و بر آنجا نشست ، و تمامت نود هزار مرد لشكر كه با او بود زن و بچّه در شهر برد و آنجا بنشست و بعد از آن ايلچى به جانب دمشق « 4 » و مصر فرستاد تا از آمدن او خبر كنند . با هر ايلچى صد مرد روانه كرد ، و از لشكر خود از هر هزاره‌اى صد مرد تعيين كرد ، و با شش پسر خود به جانب تكور خان « 5 » فرستاد كه اكنون ما آن را تكفور « 6 » مىگوييم . چون بدان نزديكى رسيدند ، تكور ايلچى فرستاد تا از احوال ايشان بررسد كه چه لشكرست . و رسم و عادت ايشان آن بود كه كسى كه بر سبيل ايلچى رفتى ، تعرّض نرسانيدندى . پس پسران اغوز ايلچيان را از آن تكفور بديدند و با ايشان سخن گفتند . چون ايشان را باز مىگردانيدند ، ايلچيان خود را با ايلچيان او به هم فرستادند و پيغام دادند كه ما را پدر ما اغوز به منقله « 7 » فرستاده است با نه هزار مرد ، و او با لشكرى بزرگ كجكه مىرسد . اگر چنان كه در خاطر آن دارند كه ايل شوند و مال قبول كنند و سال به سال به خزانه فرستند تا ما دانيم و به شما تعرّض نرسانيم ؛ و اگر سر جنگ و مصاف دارند تعيين كنند و بيرون آيند . تا جنگ كنيم . و از اين شش پسر نام بزرگتر كون « 8 » بود ، يعنى آفتاب ؛ و دوم را نام آى « 9 » بود ، يعنى ماه ؛ و سيوم را يولدوز « 10 » ، يعنى ستاره ؛ و چهارم را كوك « 11 » ، يعنى آسمان ؛ و

--> ( 1 ) . S m ( 2 ) . Ant kiya ( 3 ) . Oguz ( 4 ) . Dimisk ( 5 ) . T . Kur - n ( 6 ) . T . Kfur ( 7 ) . Manqla ( 8 ) . Kun ( 9 ) . y ( 10 ) . Julduz ( 11 ) . Kuk