رشيد الدين فضل الله همدانى
24
جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى )
گرجستان « 1 » را جواب داده بودند كه ما مستعدّ جنگيم و جنگ خواهيم كردن . اوغوز « 2 » پيش گرجيان فرستاد كه من ناگاه مىآيم ، بايد كه همه بيدار و باخبر باشيد و نگوييد كه اغوز از ناگاه به وقت غفلت بر سر ما آمد ؛ و جاى مصاف و كارزار تعيين كنيد و آماده باشيد كه ما خواهيم آمد چون بهار رسد و اسپان فربه گردند . اغوز قصد گرجستان كرد ، و چون به قرب گرجستان رسيد ، گرجيان سه چهار روزه پيش آمده بودند و مستعدّ جنگ ايستاده . در حال مصاف بر آراستند و بىتوقّف دست به جنگ كردند . لشكر اغوز غالب آمد و دو شبانروز ايشان را بدوانيدند . ديگرباره جمع شدند و به جنگ باز ايستادند ، هم مقاومت نتوانستند كردن و روى به گريز آوردند . چون اكابر آن قوم يقين كردند كه ايشان مرد لشكر اغوز نيستند ، پيش اغوز آمدند و ايل شدند و به اطراف مكتوب و فرمانها فرستادند به جمعى كه هراسان شده بودند ، تا جمع شدند و مال قبول كردند ؛ و اغوز يك ماه و پانزده روز در گرجستان بود ، و ايشان ديگرباره به الاطاق « 3 » آمده چون روزى چند در الاطاق مقام كرد ، بار ديگر خبر آوردند كه گرجيان مال ادا نمىكنند ، و شحنهء اغوز را از ولايت بيرون كردند و ياغى شدند . اغوز چون اين بشنيد ، شش پسر خود را بخواند [ 9 ] و با ايشان گفت كه من اين قوم را آزمودم و ديدم و بر حال ايشان بغايت نيك آگاه گشتم . ايشان يك حمله بيشتر پاى ندارند . ايشان را به لشكر بسيار و آمدن من به جنگ ايشان حاجت نيست . هر پسرى را دويست مرد بداد و به جنگ فرستاد . گرجيان چون پسران اغوز آنجا رسيدند ، جنگ با ايشان كردند و ظفر يافتند و غارتها كردند . و هم در عقب ايلچى از پيش اغوز پدر ايشان در رسيد كه بايد كه خورش و پوشش تمامت لشكر در اين تابستان از گرجيان آرند . چون اين خبر به ايشان
--> ( 1 ) . Gurgist n ( 2 ) . Oguz ( 3 ) . l t q