رشيد الدين فضل الله همدانى
6
جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى )
يابيد ؛ و براى اقامت تركستان « 1 » به شما دهم . انكار نمودند . اغوز « 2 » ايشان را تا قراقروم « 3 » براند . از روى اضطرار و افتقار در آن بوادى و بيابانها بر كنار آب توغلا « 4 » رحلت كردند و عصاى اقامت انداختند ؛ و موضع يايلاق و قشلاق ساختند ، و چون از درويشى و بىنوايى و عجز و انكسار هميشه حزين و غمين مىبودند ، اغوز ايشان را مووال « 5 » خواند ، يعنى هميشه غمگين باشيد و سادهدل و بيچاره ، و پوست سگ بپوشيد و گوشت نخچير بخوريد ، و ديگر به ولايت تركستان درمياييد . از اين سبب زعم تراكمه آن است كه مغولان از نسل اور خان « 6 » و گور خان « 7 » و كور خاناند « 8 » كه جانب شرق داشتهاند امّا كيفيّت انساب ايشان بحقيقت معلوم نيست ، و [ حال ] دو دختر ديگر و خداى را معبود دانستن و اقرار آوردن ايشان و با خود گرفتن هم معلوم نيست . [ اغوز ] چون فرو آمد ، خانهء زرين بفرمود زدن و در آنجا هواخواهان و دوستداران خود را طوى [ كرد ] ، و قومى را كه بر سبيل مدد و نصرت به دو پيوسته بودند ايغور « 9 » نام نهاد ، يعنى پيرو و متابع به زبان تركان ؛ و قومى ديگر را كه به هنگام غارت كردن و اولجاى گرفتن چهارپايان براى نقل غارت بداشتند قنقليها « 10 » بساختند . و پيش از آن گردون نبود و اوّل ايشان انشا كردند و رخت و بار و اولجايها بر آن [ نهادند و ] روان شد . اغوز [ 3 ] ايشان را به اعتبار اين حال قنقلى خواند ، و لشكرهاى تلاس « 11 » و صيرم « 12 » و آن حدود در ملك اغوز تماچاميشى مىكردند . اغوز قصد ايشان كرد و غالب آمد ، از تلاس و صيرم تا ماوراء النهر و
--> ( 1 ) . TurKist n ( 2 ) . Oguz ( 3 ) . Qar qurum ( 4 ) . Tugl ( 5 ) . Mowal ( 6 ) . Ur - H n ( 7 ) . Gur - H n ( 8 ) . Kur - H n ( 9 ) . Uygur ( 10 ) . Q . ngli ( 11 ) . Tal s ( 12 ) . sayram