رشيد الدين فضل الله همدانى

95

جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى )

اوشر « 1 » ، بيكدلى « 2 » . بعد از اين استخوان پادشاه نبوده‌اند آن است كه اميرى را از امراى شاه ملك « 3 » كه نوكر قينيق‌قرغوت « 4 » بود نام او سالور « 5 » ديكلى نيز گفتندى به وقت هزيمت شاه ملك تمامت امرا به مرو جمع آمدند و سالور به اتّفاق ده هزار سوار كه حشم او بودند كوچ كرد و به حدود خراسان « 6 » درآمدند ، به جانب قهستان « 7 » و طبس « 8 » و اصفهان « 9 » سالها تاختن مىكرد . عاقبت چون سلجوقيان « 10 » بر ممالك مستولى شدند ، اين سالور به ايشان پيوست ، و مدّتى مديد ملازمت بنمود . عاقبت فرزندان او به جانب فارس « 11 » رفتند و آن ديار بگرفتند ، و اتابكان فارس كه تازيك ايشان را سلغرى « 12 » مىخوانند همه از نژاد وىاند . و اميرى ديگر نام او [ ] با يك هزار سوار كه از آن نيمهء جيحون « 13 » يورت داشتند ، و مقام به قيشلاق ييلاليك « 14 » و كوه بالقان « 15 » هم به حدود خوارزم « 16 » رفت ، و اولاد او قتلغ بيك « 17 » و قزان بيك « 18 » و قرامان بيك‌اند « 19 » ، و هنوز اعقاب او برقرارند ، و تراكمهء روم « 20 » چون قرامان و اشرف « 21 » و غيرهما ، به وقت آنكه سلطان طغرل « 22 » سلجوقى به روم رفت ، بيست هزار سوار تركمان با او بودند . چون او بازگشت ، ايشان در آنجا متمكّن شدند . امير و مقدّم ايشان ارسلان سلطان « 23 » بود از نژاد قينيق ، و همچنين به وقت تفرّق

--> ( 1 ) . Awsar ( 2 ) . Bik . D . li ( 3 ) . S hmalik ( 4 ) . Qiniq Qirgut ( 5 ) . S lur ( 6 ) . Horasan ( 7 ) . Quhist n ( 8 ) . Tabas ( 9 ) . Isf han ( 10 ) . Selguq ( 11 ) . F rs ( 12 ) . Salguri ( 13 ) . Gayhun ( 14 ) . Jil lik ( 15 ) . B lq n ( 16 ) . Hwarizm ( 17 ) . Qutlug - Bek ( 18 ) . Q z n - Bek ( 19 ) . Qaram n - Bek ( 20 ) . Rum ( 21 ) . Asraf ( 22 ) . Togril ( 23 ) . Arsl n Sult n