رشيد الدين فضل الله همدانى
75
جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى )
روز اوّل تومان خان « 1 » بر تخت نشست و بعد از صد روز مذكور از تخت فرود آمد و پسر خود تكان بيله ايربيچكان قايىياوقوى « 2 » را بر تخت نشاند ، و او نود سال پادشاهى كرد ، و چون او بغايت بهادر بود و مؤيّد ، و ناموسى عظيم داشت تمامت ممالك را ياساميشى كرد ، و از ساير جهات معمورهء زمين مال به وى فرستادند . بعد از نود سال پادشاهى وفات يافت . پسرش اولاد مور ياوقوى خان « 3 » بعد از مراسم عزا و شرايط ماتم طوى كرد و امرا و مقرّبان او را بر تخت نشاندند . و او را برادرى كهين بود قراالپ اريقلى ارسلان خان « 4 » ياغى شده بود . اولادمورياوقوى خان سپاه جمع كرد و به جنگ او مبادرت نمود . بعد ما از تمامت ما يحتاج سلاح [ و مساس ] در شهر صيرم « 5 » ساخته كرد . اريقلى ارسلان خان را با لشكر به حدود تلاس « 6 » ملاقات افتاد . سه شبانروز جنگ كردند . اولادمور غالب آمد و ايشان را قهر كرد ، و اريقلى ارسلان خان با امراى بزرگ همه در جنگ كشته شدند و آن ولايات كه پيشتر به ايشان داده بودند از آن قوم بازگرفت با سى ساله مال گذشته ، و يك سال در آن ولايت بماند . بقاياى [ شمشير ] كه خلاص يافته بودند پيش او جمع آمدند و به گناه و جرايم خود مقرّ و معترف گشتند و به شرايط خدمت قيام نمودند . و اريقلى ارسلان خان را پسرى طفل بود . روزى او را پيش اولاد مورياوغوى آوردند . چون صورت او مشاهده كرد بر او عظيم رحم آورد و آب در ديده بگردانيد و گفت : دريغا اين ولايت كه آباى ما به قوم اويغور « 7 » داده بودند . اگر اريقلى ارسلان خان نادانى نكردى ، اين كودك مسكين و يتيم
--> ( 1 ) . Tum n - H n ( 2 ) . T . K n Bil . h r Bick n Q ji J wquy - H n ( 3 ) . Ul dmur J wquy - H n ( 4 ) . Qar Alp 'Ariqli Arsl n - H n ( 5 ) . sayram ( 6 ) . Tal s ( 7 ) . Uygur