رشيد الدين فضل الله همدانى
67
جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى )
چندان گوشت اسپ و گاو و گوسفند جمع كرده كه چند كوهى برآمده ، چندان كه از آن ممالك مردم به عزا مىآمدند ، همه را آش مىدادند و مىبردند ، و هنوز باقى ماند . و اين پادشاه را هرگز پسر در وجود نيامده بود . اتّفاقا در آخر عمر او خاتون او حامله شده ، در وقت وفات پسرى از او در وجود آمد . چون اين پسر در وجود آمد ، قورقوت « 1 » از قوم بايات « 2 » گفت كه نام اين پسر تومان خان « 3 » نهند ، يعنى ميغ . اكابر ديوان « 4 » گفتند كه تومان تاريكى باشد ، و اين چنين نام مناسب پادشاهان نه ، به از اين نامى بايد كرد . قرقوت گفت تومان چون پديد آمد ، هوا تاريك شود . امّا نم نشيند چون بواسطهء وفات پدر او دل خلق زنگار گرفته بود و تومان عالم گرفته و تاريك شده را گويند و در اميد و حساب آنكه زايل گردد و آفتاب برآيد و عالم را تازه گرداند و علف بروياند و كار عالم نيكو شود ، بدين سبب اين نام نهاديم . ياوقوى خان چون آلاتلى كيشى دونلواينال خان « 5 » پسر خود را به جاى خود بنشاند ، در حال حيات خود تمامت جانوران را گرفته بود و كشته ، و زفان ايشان تراشيده و در خريطه « 6 » كرده و نگاه داشته ، و وصيّت كرده كه چون مرا فرزندى باشد در وقت آنكه به وجود آيد به دو دهند تا زبان جانوران داند . اتّفاقا خريطه در وقت ولادت تومان خان بيافتند و تمامت را در آب شسته به تومان خان دادند . بدان سبب چون بزرگ شد بر تمامت احوال او را وقوف حاصل شد . بعد از آن تمامت خلق از خرد و بزرگ جمع شدند ، با همديگر مشورت كردند تا پادشاهى بر كسى مقرّر دارند . [ تا آن وقت كه تومان خان « 7 » بزرگ شد ]
--> ( 1 ) . Qurqut ( 2 ) . B j t ( 3 ) . Tum n - H n ( 4 ) . Diw n ( 5 ) . l'Atli Kisi Dunlu in l - H n ( 6 ) . Harita ( 7 ) . Tum n - H n