رشيد الدين فضل الله همدانى
67
جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )
صاحب افريقيه ، قاعدهء دوستى ، كه ممهّد و مؤكد بود ، به دشمنى و عداوت ادا كرد . رجار فرنگان را بر افريقيه اغرا كرد تا بر آنجا مستولى شدند و همه را فروگرفتند . و تيمور تاش بن ايلغازى « 1 » كه حاكم آمد « 2 » بود ، جماعتى نزاريه خواستند كه شهر بگيرند ، قريب هفتصد نفر كشته شدند . و مأمون بطايحى در رمضان اين سال ، به امر الآمر به احكام اللّه ، كشته شد . و ابن ردمير فرنگى به اندلس خروج كرد ، و خلقى را از مسلمانان بكشتند و با ولايت خود رجوع نمود . و نزاريه ، در شام ، قلعهء بانياس بگرفتند ، از جبل سماق . و دعوت ايشان در جميع بلاد شام منتشر شده . و اقسنقر برسوقى را ، كه دشمن ايشان بود ، در جامع موصل كارد زدند تا هلاك شد . و بهرام بن ايلك در دست باطنيان ، در شهر دمشق ، كشته شد . و در رابع ذى القعدهء سنهء أربع و عشرين و خمس مائة ، ابو على منصور بن مستعلى را جماعتى باطنيان و غلات مذهب نزاريه مغافصة هلاك كردند ، به قصاص خون نزار . مدت خلافت او 29 سال بود ، و مدت عمرش 34 سال . و چون او را پسر نبود ، ابن عم ، ابو الميمون عبد المجيد « 3 » بن محمد ، را وصى و ولىعهد كرده بود . قائممقام او خليفه شد . و خلافت از مهدى تا الآمر « 4 » [ به احكام اللّه ] « 5 » متعاقب و متواتر [ و متصل ] بود . ذكر خلافت الحافظ لدين اللّه ، خليفه يازدهم ابو الميمون عبد المجيد « 6 » بن امير ، ابو عبد اللّه ، محمد بن المستنصر باللّه بن الظاهر بن الحاكم . روز قتل الآمر به احكام اللّه [ چون او را پسر نبود ] « 7 » بر او بيعت كردند . و او وزارت خود به ابو على احمد بن افضل [ بن بدر الجمالى ] داد ، و به رأى و تدبير او استبداد نمود . و از براى آنكه نام نزار از خطبه اسقاط كرده بودند ، نزاريه او را كارد زدند . و يانس قائممقام وزارت او شد . و روز ششم
--> ( 1 ) . مجمع د : تيمور تاش ابن المغازى . ( 2 ) . مجمع م : آمد ؛ ص : آمده ؛ در اينجا عبارت افتادگى دارد و يا بد ترجمه شده است و سخن ابن اثير چنين است : و فيها ( سال 518 ) ايضا توفى داود ملك الابخاز و شمس الدولة بن نجم الدين ايلغازى ، و فيها ثار اهل آمد به من فيها من الاسماعيلية و كانوا قد كثروا فقتلوا منهم نحو سبعمائة رجل فضعف امرهم بعد هذه الوقعة ؛ در النجوم ج 5 ، ص 224 و 230 و 300 ) آمده كه حسام الدوله تمرتاش بن نجم الدين ايلغاز بن ارتق پس از مرگ پدرش در 516 بر ماردين سلطه يافت و پس از مرگ برادرش امير سليمان در 519 بر ميّافارقين چيره گشت و او ديار بكر نيز داشته بود و پس از سى و اندى فرمانروايى در ذى قعدهء 545 درگذشت . ( 3 ) . مجمع م و د : ابو الميمون ابن عبد المجيد . ( 4 ) . ص : آخر ؛ مجمع د : و خلافت او با مهدى متعاقب بود . ( 5 ) . ميان دو نشانه از مجمع م است . ( 6 ) . ص و زبده و مجمع د و م : ابو الميمون بن عبد المجيد . ( 7 ) . مجمع م .