رشيد الدين فضل الله همدانى
2
جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )
بهانهء دروغ ؛ على با جملهء اصحاب و ياران و اولاد دو سيّد ، دوستداران او ، كه به راه خدا كشته شدند . از آنگاه باز ، مسلمانان دو فرقه شدند و ميان ايشان فتنه و فساد و هرجومرج ظاهر شده ، فرقهاى از بهر دوستى مال و جاه دنياوى به بنى اميه پناهيدند « 1 » و اقرار كردند ؛ و طايفهاى براى عقبى « 2 » از ايشان بيزار شدند و انكار نمودند . و به سبب اختلاف امت ، كارها از قانون قديم شريعت منصرف و منحرف گشت و ، بعد از استقامت ، اعوجاجى در مسلمانان پديد آمد و هر يكى ميلى به كسى يا به جايى كردند و به هر گوشه [ فرصتى جستند ، و دعوى آغاز كردند ] « 3 » و به اسمى موسوم شدند ، چون : خوارج و روافض و قرامطه و غيرهم . طايفهاى ، به سبب حميّت و غيرت دين ، از بنى اميه تعدى و جور و ستم بر اهل بيت پيغمبر نپسنديدند و طاقت مقاومت با بنى اميهء ظالم غاشم نداشتند ، خود را « شيعه » نام نهادند . و هر جا كه محل قبول يافتند ، از خود دعوتى برساختند و به دو چيز تمسك نمودند : اول ، مخالفت و عداوت صحابهء راشدين ، رضوان اللّه عليهم اجمعين ؛ و در قصد خاندان رسول ايشان را بادى دانستند . دوم ، خروج مهدى ، به دلالت حديث نبوى ، عليه الصلاة و السلام ، كه يظهر فى آخر الزمان أحد أولادى اسمه اسمى و خلقه خلقى يملاء الأرض عدلا كما ملئت جورا . و خلايق بسيار به اين رغبت نمودند و دعوت ايشان مسموع داشتند . و نخستين كسى از آن مدعيان عبد اللّه بن سبا ، 2 كه بر افعال مذموم معاويه انكار كرد و به ولايت على اقرار ، و هم به دست على كشته شد . و ديگر مدعيان ، كه متعاقب و متوالى در هر زمان برخاستند و در دعوت خلايق داستانها پرداختند ، خواستند كه حق را در نصاب خود قرار دهند ، چنانكه بعد از اين خواهند آمدن . و تقدير حق تعالى خلاف تدبير ايشان بود ؛ سعى و اجتهاد ايشان مفيد نيامد و ملك به دست بيگانگان بماند . و چون ايام دولت بنى اميه منقرض شد و آل عباس منصب خلافت يافتند ، به سعى ابو مسلم ، آل على ، عليه السلام ، در منصب خلافت رغبت بيشتر مىكردند و آن را حقّ خود مىدانستند ، به سبب شرف نسبت فاطمه ، عليها السلام . دوم ، آنكه با وجود عباس و پسرش ، عبد اللّه ، كه عم بود و برادر رسول ، صلى اللّه عليه و سلم ،
--> ( 1 ) . مجمع د : ميلان و اقرار كردند ؛ مجمع م : ميل نمودند . ( 2 ) . ص و مجمع د : و طايفهاى به راه ؛ مجمع م : و طايفهاى براى عقبى . ( 3 ) . از روى مجمع د افزوده شده است .