رشيد الدين فضل الله همدانى

ديباچه 16

جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )

نظار را يادگارى باشد و از مطالعهء آن فوايد بىاندازه و عوايد بىقياس اقتباس نمايند . بنابراين مقدمات و اساس بر آن موجبات ، از هر جاى و هر كتابى تمجمجى نمود و تحفه‌اى ساخت خدمت اين حضرت را ؛ چه ، هم اين پادشاه عادل در دين عالىتر از همهء همت‌هاست ، و رغبت او در تمهيد قواعد اسلام صادق‌تر از همهء رغبتها . و امروز از جملهء پادشاهان دهر و سلاطين و خانان عصر اوست كه علوم شريف را به حضرت با نصرت او قبول و عزت است و در توطيد مراسم شرع رغبت و عنايت و در حق ضعيف و قوى مزيد عاطفت و مرحمت و در اسلام غيرت و صلابت و به زمان دولت او پرستش اوثان و اصنام به قبلهء اسلام مبدل شد ، و تاريكى شرك و ضلالت به كلى محو گشت . ايزد تعالى سرير سلطنت را به قدوم مباركش مزين و محلّى داراد و دعوات خير دولت او را مستجاب گرداناد . اميد به حضرت آفريدگار ، عز و علا ، چنان است كه ابتدا از آن به انتها و افتتاح به اختتام پيوندد و يادگارى ديگر ميان اهل عالم مؤخر گذارد كه با انقضاى عالم و انقراض نسل بنى آدم منقضى و منقرض نشود . و بر مورخ نقل حوادث و اخبار و روايت از وقايع و نوازل و آثار ، از ناقلان معتمد معتبر ، و راويان مذكور مشتهر باشد ، نه عهدهء صدق و كذب اقوال و افعال ؛ چه ، او اخبار مىكند و خبر محتمل صدق و كذب باشد . پس ، اگر در آن به خلاف عقيدت اهل سنت و طريقت و جماعت حكايتى باشد ، آن را بر ضعف راى و وهن اعتقاد مورخ حمل نكنند و ذمت او به عهدهء آن مرهون ندانند و العهدة على الرّاوى كار بندند و از خطا و خلل و سهو و زلل در گذرند . و در اين اوراق ، معتقد اسماعيليه و زعم اهل سنت و جماعت و ذكر داعيان و رفيقان ، مستوفى ياد كنيم و از بسط ادله و استقصاى سؤال و جواب و نصرت مذهب و كسر مقالت تحاشى نماييم و بناى اين كتاب بر دو قسم نهاديم : قسم اول : در ذكر خلفاى علويه ، و ائمهء طاهريهء مهديهء مغرب و مصر ؛ قسم دوم : در دعوت داعيان و مقدم ايشان حسن صباح حميرى . ايزد ، سبحانه و تعالى ، جمله را از مورد ضلالت و جهالت و مسالك « 1 » كفر و بدعت ، دور داراد بمنه و فضله . قسم اول : در ذكر دولت خلفاى علويهء طاهريهء مهديه ؛ و ايشان چهارده نفر بودند و مدت 272

--> ( 1 ) . زبده و مجمع م و د و ص : مسالك .