رشيد الدين فضل الله همدانى

38

جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى )

با پسر به اسيرى گرفت ، و آن ديار را نظم و ضبط داد ، تا كنار ساحل بحر و درياى اوقيانوس كه جزيرهء خالدات است برفت و بگرفت ، و ماهيى كه بدان بحر معروف است بگرفت و صيد كرد ، براى علامت به خليفه آورد . و المعزّ لدين اللّه به سجلماسه رفت و آن را فتح [ كرد ] ، و والى آنجا محمّد ابن الفتح كه متغلّب بود و خود را الشاكر للّه نام نهاده و امير المؤمنين لقب كرده و بدان سكّه زده ، اسير گرفت ، و به مدينه فاس آمد و محصور كرد و به تيغ بگشود ، و امير او احمد بن بكر را اسير گرفت . و در سنهء ثمان و اربعين و ثلث مايه و [ به روايت ] بعضى در شهور سنهء تسع و اربعين و ثلث مايه قلعهء طبرمين به جزيرهء صقليه بگشاد و چهل هزار سوار به دست حسن بن عمار در اساطيل روان كرد ، تا تمامت حدود طبرمين فتح كنند . روميان جنگهاى سخت كردند . عاقبت مغلوب و منكوب شدند ، و لشكر المعزّ لدين اللّه مستولى گشتند ، و كشش فراوان كردند و غنايم بسيار يافتند . در اين سال وفات عبد الرّحمن اموى بود صاحب اندلس ، و ولايت پسرش حكم ، مدّت ملك او پنجاه سال و شش ماه بود ، و كميّت عمر هفتاد و سه سال . و در اثناى آن حالات خبر [ وفات ] كافور اخشيدى والى مصر به معزّ لدين اللّه رسيد ، و قحط و غلا و اختلاف مصريان . از قضات اشراف و اكابر ، على الخصوص قاضى ابو طاهر محمّد بن احمد الذهلى به قيروان پيش المعزّ لدين اللّه نامه نوشت و پيغام فرستاد و به دو پناهيد ، و به دو استعانت و استغاثت نمود ، و از قحط و غلا و ذكر تولّى و بيعت با او و اظهار طاعت ، تا در حال ايشان نظر كند ، و دعوت به آمدن يا كسى را از قبل خود فرستادن ، تا وقتى كه حضور ركاب معزّى باشد . جماعتى كه بدين مهم آمده بودند به حضرت رسيدند ، و او را از حال اهل