رشيد الدين فضل الله همدانى

27

جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى )

تاهرت رفت و بگشود . و از لشكريان صنهاجه و كتامه و زناته و لواته و برابره و عبد الشرى به ديار مصر و شام و بلاد سواحل بحر و صعيد فرستاد تا بگرفتند ، و انتشار دعوت مهدى كردند ، و در جميع ديار اسكندريه جبايت خراج كردند ، و پسر خود ابو القاسم محمّد را فرمود تا فيوم و اسكندريه بگرفت در سنهء اثنتين و ثلث مايه . و خود او بر اسكندريه مستولى شد ، از آنجا عزم مصر كرد . اهل مصر جسور و كشتيها به اطراف خود گرفتند . قايم بر كنار نيل با لشكرى گران يكچند مقام كرد و [ لشكريان در ] بازگشتن گفتگوى مىكردند . روزى از بامداد پگاه قايم در خيمه نشسته بود . سگى در برابر نظر وى آمد . امرا را فرمود كه او را در ميان گيريد ، و جمله لشكريان بر او محيط شويد و او را برانگيزيد تا خود را به نيل زند و عبره كند ، شما بر عقب او بىتحاشى بگذريد . همچنان كردند و جمله لشكرها از نيل عبور كردند [ 9 ] كه هيچ آسيبى به كسى نرسيد . چون او بگذشت ، اهل مصر شهر را به او تسليم كردند و عامل خود را به وى سپرد . خليفه مقتدر را خبر شد از وصول او به مصر . مونس خادم را با لشكرى جرّار به دفع او فرستاد ، ميان ايشان چهار وقعه شد و از جانبين جمعى كشته شدند . عاقبت مونس منهزم بازگشت ، و عروبه و حباسه ابناى يوسف كشته شدند ، و قايم با لشكر به اسكندريه و مصر بماند . خليفه مقتدر باز مونس خادم را به دفع او نامزد كرد . در دريا با يكديگر جنگ كردند . قايم پيش پدر پيغام فرستاد و مدد طلبيد . مهدى هشتاد مركب اسطول مشحون به رجال و مآكل و مشارب و اسلحه به مدد پسر فرستاد . عاقبت مونس مغلوب و منهزم بازگشت . و در سنهء ثلث عشرة و ثلث مايه مهدى به فتح صقليه لشكرى فرستاد ، قايد ايشان امير سالم بن راشد . او به يك ركضت و نهضت آن را بگرفت ، و شهر طارنت نيز بستد . و چون تمامت بلاد و حدود مغرب به دست پسرش