رشيد الدين فضل الله همدانى

پيشگفتار 17

جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى )

به قطع رحلى سلطانى در پاريس چاپ كرده بود و نسخهء آن در كتابخانهء مجلس شورى بود مقابله كنم ؛ و بدين‌ترتيب مرا با متن تاريخ كم‌مانند جامع التّواريخ آشنا ساختند ، و به روزگار كهنسالى كه ديدگان عزيزشان يارايى بازخوانى نداشت ، برگه‌هاى استكتاب شده را به سال 64 / 1363 به من سپردند ، و دريغا كه مرا مجال برخوردارى از آن نسخه دست نداد . خاك بر آن عزيز خوش باد . نكتهء شايان ذكر ديگر آن است كه در چاپ بخش تاريخ مغول از جامع التّواريخ ، از دانش‌دوست تركى و مغولىدان آقاى مصطفى موسوى بهره‌ياب شدم و آن متن را به سال 1373 در 4 مجلّد و 3064 صفحه ، به همّت نشر البرز به چاپ رسانيديم كه كتاب سال شناخته شد ؛ و در همين‌جا بايد يادآور شوم كه چون به سال 1366 تاريخنامهء طبرى ، بخش چاپ ناشده را به همّت بلند آقاى محمّد رضا جعفرى مدير گرامى نشر نو به چاپ رسانيدم ، كتاب به گواهى و شهادت سه تن : بانويى دانشمند ، و كتابشناسى نامدار ، و ناشر گرامى ، برندهء كتاب سال شده بود ، و چون به ظاهر نشر نو - با وجود نشر بيش از 40 كتاب ارزنده ، از سوى وزارتخانه امتياز نشر نيافته بود - از دادن جايزه به من استنكاف ورزيدند . پيداست آن‌كس كه رنج جانكاه پژوهش و تحقيق و تصحيح بر خود هموار مىدارد ، بدين‌گونه آلايشها دلبستگى نمىيابد ! سرانجام بر من است كه از اهتمام و عنايت مديرعامل نشر ميراث مكتوب جناب آقاى اكبر ايرانى ، و مدير گرامى توليد آقاى على اوجبى سپاسگزارى كنم ، و براى مسؤولان نشر ميراث مكتوب كه از شايستگىهاى بسيار برخوردارند مزيد توفيق آرزو نمايم . از خوانندگان ارجمند و پژوهندگان دانشمند درمىخواهم با درنگريستن به متن و حواشى از مهرورزى بازنمانند و نارساييهاى كار مرا بازگويند و مرا سپاسگزار نقدها و نظرهاى خود گردانند .