ابو طالب حسينى تربتى
40
تزوكات تيمورى ( فارسى )
تطاول بر من دراز كنند و خبر مرا در اوزبكان فرستند و صلاح حال خود در اين ديدم كه از آن موضع برآيم و در صحراي كه از معموره دور باشد نزول نمايم تا آنكه لشكر كه بازوي سلطنت است نزد من جمع آيد و از آن موضع بجانب خراسان متوجه شدم و در راه مبارك شاه سنجري حاكم ماخان با يكصد سوار نزد من آمد و اسپان خوب پيشكش كرد و جمعي از سادات و اهالي نيز به من ملحق كشتند و قريب دو صد نفر سوار و پياده در آن صحرا با من همراه كشت و درينوقت مبارك شاه و سيد حسن و سيد ضياء الدين به من عرض كردند كه توقف نمودن درين صحرا باعث پريشاني است بطرفي بايد رفت و ولايتي جهت بودن مسخر بايد ساخت و من خودبخود كنكاش كردم و با ايشان كفتم كه بخاطرم اين كنكاش رسيده كه متوجه طرف سمرقند شويم و شمايانرا در موضع مضافات بخارا متفرق سازم و خود بحوالي سمرقند رفته و بميان اهل و الوسات درآمده ايشانرا به خود متفق سازم و لشكري جمع ساخته و شمايانرا طلب داشته با لشكر جته و الياس خواجه درافتم و مملكت ماورالنهر را مسخر سازم