ابو طالب حسينى تربتى

34

تزوكات تيمورى ( فارسى )

خوارزم بالياس خواجه رسيد به تكل بهادر حاكم خيوق نوشت كه بر سر من آمده مرا ضايع سازد و تكل بهادر با هزار سوار بر سر من آمد و من با ششت سوار خود و با امير حسين كه در راه آمده به من ملحق شده بود روبرو شدم و بجنك درآمدم و تا بحدي جنك و كوشش نمودم كه از هزار كس وي پنجاه كس ماند و از ششت سوار من ده كس ماند تا آنكه در معنى فتح از جانب من شد و چون خبر فتح من بمسامع الياس خواجه و امرا جته رسيد باهم كفتند كه تيمور عجب مردي و صاحب اقبال و تاييدات است و اين فتح را بر خود شكون « * » كرفتم و چشم اوزبكان از من تيره شد كنكاش سيوم كه در اصلاح سلطنت خود كردم اين بود كه در آن وقت كه احوال دولت من مختل شد و اساس سلطنت من از هم كسيخته شد چنانچه زياده از ده كس همراه من نبود كه هفت كس سوار بودند و سه پياده و جز آنها كسي ديكر با من نماند و همشيره امير حسين كه حرم متحرم

--> ( * ) An afterisk placed after a Word ( in the Perfian text ) fignifies that it is . of Mogul origin .