ابو طالب حسينى تربتى

378

تزوكات تيمورى ( فارسى )

غنيم بميدان درآيد سردار را نظر بر فرمايش و كار فرمودن افواج نهكانه باشد چه كار سردار همين است كه افواج را كار فرمايد و سردار را است كه در وقت كار دل خود را پاي ندهد و دست و پا كم نكند و هر فوجي را بمنزله سلاحي از اسلحه فراكيرد از تير و تبر و شمشير و كرز و كارد و خنجر و هر فوج را بوقت كار فرمايد و سردار است كه نه فوج را و خود را بمنزله شخص كشتي كير فرا كيرد كه به هر عضو خود از دست و پا و سر و سينه و غيره بجنك درآمده و اميد است كه چون نه ضرب شمشير دفعه دفعه بر فوج غنيم برسد البته در ضرب نهم شكست يابد و سردار را است كه اول فوج هراول را بر غنيم بدواند و هراول برانغار متعاقب آن بمدد بفرستد و از عقب هراول برانغار هراول جرانغار را براند تا آنكه سه ضرب بر افواج غنيم آيد اكر درين وقت هراولان زبوني نمايند فوج اول برانغار را براند و از