ابو طالب حسينى تربتى

322

تزوكات تيمورى ( فارسى )

و هر اميري كه در وقت تنك قدم اخلاص در ميدان مصاف استوار دارد و طريق مرافقت بجاي آورد ويرا بمنزله برادر شمارند چنانچه وقتي كه امرا و لشكر خطكش از من روكردان شدند به غير از امير جاكوي برلاس هيچكس در نزد من نماند و همراهي نكرد من امير جاكورا برادر عزيز دانسته شريك دولت خود كردانيدم و امير الامرا ساخته مملكت بلخ و حصار بوي ارزاني داشتم تزوك سلوك و معاش با دوست و دشمن روزي كه مملكت توران را مسخر ساختم و در تختكاه سمرقند بر سرير سلطنت جلوس نمودم بدوست و دشمن يكسان سلوك كردم امراي بدخشان و بعضي امراي قشونات از ترك و تاچيك كه به من بديها كرده و حيلهها برانكيخته و بر من شمشيرها كشيده بودند و از كردار ناپسنديده خود متوهم ميبودند چون به من التجا آوردند چندان احسان كردم كه شرمنده عنايت و احسان من شدند و هر كسرا رنجانيده بودم باحسان و انعام