ابو طالب حسينى تربتى
198
تزوكات تيمورى ( فارسى )
آنحضرت استوار داشتم و حفظ مرتبه سلطنت خود بتوره و تزوك چنان كردم كه احدي را ياراي نبود كه در سلطنت من دخل تواند كرد دوم سپاه و رعيت را در مرتبه اميد و بيم نكاهداشتم و دوست و دشمن را در مرتبه مروت و مدارا داشته كردار و كفتار ايشانرا به تحمل و تغافل در كذرانيدم و هركس از دوست و دشمن كه التجا به من آوردند دوستان را در مرتبه نكاهداشتم كه بر دوستي خود افزودند و با دشمنان بمرتبهء سلوك نمودم كه دشمني را بدوستي مبدل ساختند و هر كسرا بر من حقي بود حق ويرا ضايع نساختم و هر كسرا بروي شناختم ويرا از نظر نينداختم و هركس از اوان طلوع دولت و سلطنت من به من التجا آورده بودند از نيكو كار و بد كردار خواه به من نيكي كرده بودند خواه بدي چون بر تخت سلطنت نشستم ايشانرا شرمنده احسان خود ساختم و بديهاي كه به من كرده بودند ناكرده انكاشتم و قلم عفو بر جريده اعمال ايشان كشيدم