ابو طالب حسينى تربتى

168

تزوكات تيمورى ( فارسى )

نمودم و انچه موجب زوال و انتقال دولت بود از آن اجتناب كردم و از ظلم و فسق كه انقطاع نسل مىكند و قحط و و با ميآرد احتراز لازم دانستم نهم از احوال رعيت آكاه شدم و كلانان ايشان را بمنزله برادر و خوردان ايشان را بجاي فرزند دانستم و بر مزاج و طبايع هر ملك و هر شهر خود را و افق ساختم و به اهالي و اكابر و اشراف اشناي كردم و موافق مزاج و طبيعت و خواهش ايشان بر ايشان حاكم تعين نمودم و از احوال اهالي هر ديار آكاه ميبودم و اخبار نويسان راست قلم با ديانت در هر مملكت تعين كردم كه كيفيت اطوار و اوضاع و اعمال و افعال سپاه و رعيت را و مواقعي كه در ميان ايشان بوقوع آيد به من نويسند و اكر خلاف انچه نوشته بودند بر من ظاهر ميشد اخبار نويسان را سياست مينمودم و انچه از ظلم و جور حاكم و سپاه و رعيت ميشنيدم تدارك آن را بانصاف و عدالت ميكردم