ابو طالب حسينى تربتى

166

تزوكات تيمورى ( فارسى )

تنكري تعالي شجاع را دوست ميدارد و با علما صحبت داشتم و بر دلهاي اصحاب قلوب رفتم و از ايشان دريوزه همت نمودم و از انفاس متبركه ايشان التماس فاتحه كردم و درويشان و فقرا را دوست داشتم و ايشان را آزرده و محروم نساختم و اشرار و بدگويانرا در مجلس خود راه ندادم و بسخن ايشان عمل نكردم و بدكويء ايشان را در حق هيچكس نشنيدم هشتم بعزيمت عمل كردم و بر هر كاري كه عازم ميشدم همان كار پيش نهاد همت خود ميساختم و تا باتمام نميرسانيدم دست از آن كار باز نميداشتم و بر كفتار خود عامل ميبودم و بر هيچكس سخت نكرفتم و هيچ كاري را به تنكي نكردم تا تنكري تعالي بر من سخت نكيرد و كار من بر من تنك نسازد و قوانين و سيرت سلاطين كذشته را از آدم تا خاتم و از خاتم تا اين دم از دانايان پرسش نمودم و سلوك و معاش و افعال و اقوال يكان يكان را بخاطر آوردم و از اخلاق حسنه و صفات پسنديده ايشان نسخه برداشتم و سبب زوال دولتهاي ايشان پرسش