ابو طالب حسينى تربتى
136
تزوكات تيمورى ( فارسى )
من بود و ويرا اميرزاده پير محمد به محافظت قلعه ايراب كذاشته بود تركتاز آورد و ويرا بقتل رسانيد و هرچه داشتند و نداشتند بغارت داده و همدرين وقت ملك محمد برادر لشكر شاه آمده داد فرياد كرده حقيقت كشته شدن برادر خورد را از تعدي موسي بعرض رسانيد و من بحبس وي فرمان دادم و كفتم كه موسي دولتخواهي من است و امراي من سخن بر ظلم من كردند اما چون خبر حبس ملك محمد و حرف من بكوش موسي رسيد قوي دل كشت و چون يرليغ طلب كه نوشته بودم بوي رسيد بي دهشت آمد و قلعه را پيشكش كرد چون من بتماشاي آن قلعه رفتم يكي از سپاهيان وي تيري به قصد من انداخت و موسي بسزا و جزاي خود رسيد و راه هندوستان مفتوح شد كنكاشي كه در شكست دادن سلطان محمود حاكم دهلي و ملوخان كردم اين بود