ابو طالب حسينى تربتى
132
تزوكات تيمورى ( فارسى )
تعالي باشد بدآن عمل نمايم و ايشان همه قبول كردند چون از مصحف مجيد فال كشادم اين آية كريمه برآمد يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ * « 1 » و چون علما مضمون آية را بامرا خاطر نشان كردند سرها در زير انداخته خاموش شدند و مرا دل از خاموشي ايشان افسرده شد به خود كنكاش كردم كه امراي كه به تسخير هندوستان راضي نميشوند ايشانرا از مرتبه امارت بيندازم و افواج و قشونات ايشانرا بكوتل * ارزاني دارم ليكن چون تربيت كرده من بودند نخواستم كه ايشانرا خراب سازم و بديشان ملايمت كردم اكرچه ايشان خون در دل من انداختند ليكن چون آخر متفق شدند چيزي در خاطر نيآوردم و مرتبه ديكر كنكاش كردم و پيشخانه اقبال بجانب هندوستان برآورده فاتحه فتح خواندم و كنكاش تعين نمودن لشكرها بردار الملك هندوستان چنين كردم كه اميرزاده پير محمد جهانكير را با سي هزار سوار لشكر جرانغار * كه در كابل بود امر نمودم كه از راه كوه سليماني رفته و از آب سند كذشته بر ولايت ملتان تركتاز آورد و مسخر كرداند
--> ( 1 ) Arabic .