ابو طالب حسينى تربتى

102

تزوكات تيمورى ( فارسى )

بودند پيغام دادم كه از اراده امير حسين مرا آكاه كردانند و شير بهرام كه از دوستان من بود مرا بر اراده امير حسين آكاه ساخت و امير حسين او را بقتل آورد و با هزار سوار بر سر من روان شد در آن وقت من در سر درهء فرود آمده بودم كه اين خبر به من رسيد و تزوك فوج خود كردم و درين حال طلايهء لشكر امير حسين نمودار شد و قراولان خبر آوردند كه فوج امير حسين است و اينك امير حسين خود نميآيد چون شنيده كه امير تنها آمده است فوج بكرفتن شما تعين نموده و من مستعد شدم و همكي با من دو صد سوار بودند و صبر كردم تا آنكه فوج امير حسين بدره درآمد و بمردمي كه پيش از خود فرستاده بودم امر كردم كه راه بركشتن ايشانرا بكيرند و من خود بايشان روبرو شدم و مخالفانرا در آن دره در ميان كرفتم و اكثر را دستكير كردم و مردم خود را جمع ساخته و تزوك نموده روانه قرشي شدم و بتجربه من رسيد كه دوست در همه جا به كار ميآيد و بامير حسين مضمون اين بيت بتركي نوشتم