ابو طالب حسينى تربتى
100
تزوكات تيمورى ( فارسى )
كنكاش خلاص خود از مكر و خدعة امير حسين كه ميخواست مرا دستكير سازد چنين كردم كه چون امير حسين مصحفي كه به آن قسم خورده بود كه مرا بجز دوستى و مراعات خويشي چيزي ديكر بخاطر نيست نزد من فرستاد و كفته فرستاد كه اكر خلاف انچه ميكويم امري ديكر بخاطرم باشد و اكر نقض عهد نموده ترا بدي بكنم اين مصحف خدا مرا بكيرد و چون ويرا مسلمان ميدانستم بر قول وي اعتماد كردم تا آنكه كس نزد من فرستاد و پيغام داد كه اكر چنان شود كه در تنك چكچك با يكديكر ملاقات نماييم و تجديد عهد سابق كنيم حقا كه بهتر خواهد بود و مقصدش اين بود كه بمكر و فريب مرا دستكير نمايد و من ميدانستم كه بر عهد و قول وي چندان اعتمادي نيست اما بنابر تعظيم مصحف قرار دادم كه بملاقات وي نهضت نمايم و كنكاش كردم كه اول جمعي از بهادران مردانه را فرستاده در حوالي و حواشى دره چكچك پنهان سازم و خود با جمعى رفته با امير حسين ملاقات نمايم و بدوستان خود كه در خدمت امير حسين