ابو طالب حسينى تربتى
84
تزوكات تيمورى ( فارسى )
و آن كنكاشها اين بود كه امراي كه هريك خود را امير عظيم الشان ميدانستند و هريك خود را از ديكري بزركتر ميكرفتند مطيع و منقاد خود كردانم اول امير حسين نبيره امير قرغن كه در ماور النهر علم سلطنت برافراخته بود ويرا شريك دولت خود خواندم و بوي مدارا كردم و وي اكر چه ظاهر به من اظهار دوستي ميكرد اما هميشه در مقام نفاق و حسد با من ميبود و ميخواست كه خود بر تخت سلطنت ماور النهر متمكن شود و چون بروي اعتماد نداشتم ويرا بمزار خواجه شمس الدين برده بر دوستي خود قسم دادم و به من عهد و قول كرد كه خلاف دوستى نكند و سه مرتبه ديكر قسم بمصحف مجيد در باب دوستى من خورد و چون آخر نقض عهد كرد نقض عهد ويرا به من كرفتار ساخت و شيخ محمد پسر اميربيان سلدوز خود را امير كلاني ميدانست و ويرا استمالت دادم و با هفت قشون ايل و مطيع خود كردانيدم و ملازم خود ساختم و بهريك از امراي قشونات مذكور ولايتي ارزاني داشتم