ابو طالب حسينى تربتى
70
تزوكات تيمورى ( فارسى )
و من رفته در جلكاي دشت كولك اقامت نمودم و جاسوسان تعين كردم كه رفته از لشكر جته و الياس خواجه خبر آورند و جاسوسان بعد از ده روز خبر آوردند كه امراي جته اول ايشان كوج تيمور پسر بيكچك است و دوم ايشان تيمور نوبكان است و ساريق بهادر و شنكوم و تغلق خواجه برادر حاجي بيك با بيست هزار سوار از موضع خلاتي تا پل سنكين نزول نمودهاند و ايلچي نزد من فرستادند كه احوال مرا و لشكر مرا بخاطر آورند من لشكر خود را دوباره به نظر ايلچي درآوردم و ايلچي را رخصت دادم و كنكاش خود را درين يافتم كه متعاقب ايلچي روان شوم ليكن لشكر خود را به خود متفق نديدم و در متفق ساختن لشكر خود كنكاش چنين ديدم كه به بعضى مروت نمايم و به بعضى مدارا كنم و كروهي را بمال فريفته سازم و جمعى را بسخن و قول و عهد تسلي دهم درين حال خبر رسيد كه تغلق سلدوز و كيخسرو كه از نوكران من