ابو طالب حسينى تربتى

62

تزوكات تيمورى ( فارسى )

بلشكر من برسد درين حال غيرت كريبان كير من شد و كفت كه چون بدعوي سلطنت خروج كردهء لايق شان و مرتبه سلطنت همين است كه بر جنك عازم كردي يا مظفر و منصور شوي يا كشته كردي چون برين عزيمت عازم شدم ديدم كه غنيم سه فوج شده راه جنك ميطلبند و من لشكر خود را هفت فوج ساختم و كنكاش كردم كه دفع بدفع افواج هفتكانه خود را برايشان كشاد دهم و چون نايرهء قتال و جدال بلند شد امر نمودم كه افواج هراول به خانه كمان درآمده تير باران نمايند و افواج شقاول و چپاول را ( * ) امر كردم بچپقولش ( * ) درآيند و خود با افواج جرانغار و برانغار ( * ) به حركت درآمدم و در حمله اول و دوم فوج امير ابو سعيد كه امير الامراي لشكر جته بود برداشتم درين حال حيدراند خودي و منكلي بوغا بمبارزت پيش آمدند من خود بايشان روبرو شدم و در حمله اول ايشانرا نيز متفرق ساختم و تمامي لشكر جته از هم فرو ريخته متفرق و پراكنده شدند