ابو طالب حسينى تربتى

60

تزوكات تيمورى ( فارسى )

من فرستاده بودند رسيده ملازمت نمود و خبر رسيدن ايشان را بعرض رسانيد كه با هزار سوار بملازمت ميرسند و آمدن ايشان را بر خود شكون ( * ) كرفتم و بر من كنكاش كفتند كه شب بر لشكر جته شبخون بايد برد چون سوار شدم خبر رسيد كه لشكر جته رسيده مىآيد من افواج خود را تزوك كرده در مقابل ايشان ايستاده شدم و آب در ميان لشكر ايشان و لشكر من حايل بود و كنكاش درين ديدم كه مخالفان را به حرف و حكايت نكاهدارم و آتش سوزش ايشانرا به آب تدبير فرو نشانم و ايشان را به خود رام سازم و بسردار لشكر جته كه امير ابو سعيد بود سخن كردم و آنچه بوي كفتم قبول كرد ليكن امراي ديكر مخالفت وي كرده بر جنك قرار دادند و آتش غيرت من هم شعله كشيد و افواج خود را ترك كردم كنكاش هشتم كه در شكست دادن لشكر جته كردم اين بود كه با خود كفتم اكر با لشكر جته جنك كنم چون ايشان بسيارند مبادا چشم زخمي