بايزيد بيات

11

تذكره همايون و اكبر ( فارسى )

و به راه قلعهء اوك متوجه هرات شدند - چون بنواحىء قلعهء مذكور نزول فرمودند على سلطان قورچىباشى تكلو كه از خويشان نزديك محمد خان شرف الدين اوغلى بود از هرى با جمعى از امراء سلطان خدا بنده باستقبال حضرت فرستاده بودند در همين منزل بشرف ملازمت مشرّف گرديدند - و باتفاق احمد سلطان متوجه هرات شدند - چون خبر آمدن حضرت بسلطان محمد خدابنده رسيد خود با محمد خان شرف الدين اوغلى « 1 » كه در ان وقت للهء مرزا بود مع فرزندان للهء مذكور و امرا متوجه ملاقات حضرت شدند - و همه بپابوس سرافراز گشتند - و بندگان حضرت بدولت و اقبال در شهر هرى نزول فرمودند - و از پيشكشهاى خسروانه آنچه لايق بود به نظر درآوردند - و چون احمد سلطان از سيستان به خدمت حضرت شاه عرضه داشت كرده و محمد خان شرف الدين اوغلى از هرات - در جواب مشار اليهما فرمان صادر شد - در تاريخ بستم شهر رجب المرجب سنه الف نقل فرمان در پيش مير مراد جوينى داروغهء دفاتر حضرت ظاهر شد - همان نقل را بجنس درين مختصر نوشته شد *

--> ( 1 ) شرف الدين اوغلى حاكم هرات بود و بعد از وفات او پسرش قزاق خان للّهء ميرزا حاكم خراسان گرديده - و در سنه نهصدوهفتادودو ( 972 ) هجرى وفات كرد جعفر خان پسر قزاق خان از خراسان به خدمت شهنشاه اكبر آمد و مورد عنايت و رعايت گشت و در سنه يك‌هزارويك هجرى وفات كرد - ببينيد مآثر الامرا جلد اول صفحه 507 و منتخب التواريخ جلد دوم صفحه 161 و ترجمه آئين اكبرى از بلاخمن مطبوعه 1939 صفحه 470 - للّه بمعنى اتاليق و معلّم است ببينيد اس ؟ ائن گيس صفحه 1128 و شايد اين لفظ مخفّف لالا باشد - استائين گيس صفحه 1112 *