عبد المحمد آيتى
81
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
ارغون خان « 1 » [ 137 ] ارغون چون كار دشمن بساخت ، خواست پيش از آنكه كس را هوس سلطنت در سر افتد كار پادشاهى را نيز يكسره كند . از اينرو منتظر تشكيل اجماع كلى ننشست و با رأى چند تن معدود چون اولجتاى و تقتنىخاتون و بوقا و شيكتور و طغاجار روز هفتم جمادى الاول سال 683 در قامسيون - و آن موضعى است ميان هشت رود و قربان شيرا كه هنگام ييلاق در آن اقامت كنند - بر تخت خانيت نشست . پس از چند روز كه به جشن و شادى و رقص و بادهخوارى مشغول بودند [ 138 ] فرمانى صادر كرد كه از آب آمويه تا بلاد مصر از نعمت رحمت و شفقت او برخوردارند و آن فرمان را همراه رسولان به انحاء كشور بفرستاد . [ 139 ] و چون هنوز كارها انتظامى نيافته بود از تشكيل مجمع عمومى « قوريلتا » خوددارى كرد و هم در زمان خمار ايلچى را با فرمانى پر از دلجوئى به طلب صاحبديوان فرستاد و سپس اتابك يوسفشاه لر و ملك امام الدين قزوينى را از عقب روان نمود . برخى شاهزادگان در وقت جلوس حاضر نبودند مانند هولاجو و جوشكب و كنشو و بايدواغول و كيخاتو كه هنوز نرسيده بودند و پارهاى ديگر مدعى بودند كه بايد هولاجو بر تخت نشيند . اين بود كه ارغون از جهت دلجوئى براى او چترى فرستاد و به انواع پوزش طلبيد كه در آن هنگام اگر بر تخت جلوس نمىكردم اوضاع ممالك درهم مىشد و سپاه متفرق مىگشت . همچنين ساير برادران بزرگتر و كوچكتر را استمالت نمود و بدين سياست و نيز با ترتيب لشكرى گران همه را فرمانبردار ساخت . چنان كه به
--> ( 1 ) - ارغون بن اباقا خان بن هولاكو خان بن تولى بن چنگيز خان