عبد المحمد آيتى

72

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

دولت هستند به سفارت فرستاديم تا طريقهء ما را بشناسانند و از اسلام و ايمان ما شما را آگاه سازند » . آنگاه نويدها داد و همهء كارهاى خود را برشمرد . اين نامه در اواخر جمادى الاول سال 681 نوشته شد . [ 115 ] سلطان سيف الدين قلاون هم نامه‌اى مفصل در پاسخ نوشت و جزءبه‌جزء نامه سلطان احمد را جواب گفت و او را از اينكه موجب رفع فتنه‌ها گشته است بستود و شروطى پيشنهاد كرد . [ 118 ] ولى اين مراوده و مكاتبه كه ميان سلطان احمد و ملوك مصر صورت گرفت موجب وحشت ساير شاهزادگان مغول شد . از جمله ارغون با آنكه در آغاز سلطنت با او توافق كرده بود و باتفاق ديگر برادران به پادشاهى او خط داده بود چون عازم سغورلوق شد به اغراى جمعى از امراء در او تغييرى پديد آمد و بناى مخالفت گذاشت و خيال پادشاهى در سر پرورانيد و طغاجار را كوس و علم داد و امير تومان گردانيد و لشكر قراوناس را كه پيش از آن كه انسان باشند نسناس‌اند و در ميان مغول به بىباكى آنان يافت نشود گرد خود جمع كرد . از اين واقعه سلطان احمد را خبر شد و اليناق را كه مقدم لشكر گرج و مردى شجاع و بهادر بود نامزد رسالت كرد و فرمان به استحضار او داد . وقتى اليناق به او رسيد شاهزاده با سخنان خود دل او را نرم كرد و او سوگند خورد كه با شاهزاده راه وفا سپرد . صاحبديوان از اين تبانى آگاه شد زيرا از سخنان او دريافت كه با ارغون ميعاد نهاده است . پس چاره‌اى انديشيد . بدين طريق كه روزى دختر سلطان را بنام كوچك پس از عرض مقدمه‌اى براى اليناق بگرفت و اين امر موجب شد كه بيخ مخالفت از دل اليناق كنده شود . [ 119 ] در اين احوال شاهزاده ارغون ، جوشى را نزد سلطان احمد فرستاد كه در زمان مجد الملك و غضب ايلخان نسبت به صاحبديوان او خط داده كه تمام ضياع و عقار او متعلق به شاه است و چون اشارت رود بىدرنگ تسليم خواهد كرد . اكنون استدعا دارد او را همراه جوشى اينجا فرستد تا آن سخن پرسيده شود . و نيز چند سال است كه با وجود تصرف او در ملك پدر ما حساب پس نداده است آن را هم جوابى گويد . ولى قصد او مال نبود بلكه شايع شده بود كه صاحبديوان با چند تن ديگر از خواص پادشاه همدست شده ، آباقا خان را زهر داده است . و اكنون شاهزاده قصد انتقام داشت . احمد در جواب او نوشت كه امروز همهء امور مملكت در قبضهء قدرت صاحب است و اگر او غيبت كند در كارها خلل افتد و كسى قائم مقام او نتواند شد . جوشى با دلى تنگ بازگشت و اين عمل بيشتر موجب كينه او شد .