عبد المحمد آيتى

63

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

برداشته اموال اندوخته و در زير زمين دفن ساخته است . پاره‌اى از كارگزاران نيز كه صاحب آنان را معتمد خود مىدانست از سر بيشرمى كفران نعمت كرده [ 97 ] و نابوده افتراء دشمن را تصديق كردند . فرضا كه مبلغ مذكور به اسم توفير حاصل شده باشد با آن اخراجات و توقعات پادشاهزادگان و خاتونان و امراء و محصلان و ايلچيان و پيشكش‌هاى پادشاه كه لازمهء چنان مقامى است على الخصوص در چنان ملكى به نسبت چنان صاحبى ، به بيش از آن نياز مىداشت . چون در اين‌حال اوضاع روزگار را از هر جهت مخالف خود ديد و رواج كار نمّامان مشاهده كرد با خود انديشيد كه مال را ارزش و بهايى نيست و بهتر آن است كه براى مقابله با حاسدان توفيرات نابوده در گردن خود گيرد و فاضل وجوهات را نيز در اين وجه معين كند . چه در آن يك دو سال بواسطه كثرت احالات و نازكى جوانب مبالغ وجوه را يا از مستقرضات پرداخت مىكرد يا از خاصه و فرصتى براى جمع و تفريق حساب نمىيافت . حسودان با خود گفتند در صورتى كه وجوه فاضل را بر كار اين توفير نتواند پرداخت آن بر او گران نخواهد بود پس نزد ايلخان به نوع ديگر به سعايت پرداختند . به اين طريق كه در سال 669 چون بغداد و مضافات را برسبيل امانت در اهتمام داشت جمعى از امرا و كاتبان كه به حساب رسيدگى كردند دويست و پنجاه تومان ( دو هزار هزار و پانصد هزار دينار ) باقى بود و تاكنون چيزى از آن به خزانه نرسيده است . ولى در آن هنگام بر شاه مكشوف شد كه بقايا تعلق به متصرفان نواحى دارد و استيفاء آن ناممكن است و اگر از اين نوع خطابى رود جز خرابى اعمال و تفرقهء رعايا فايده‌اى صورت نبندد . پس از سرآن درگذشت و صاحب علاء الدين را نواختها فرمود و باز به حكومت آن ديار فرمان داد . [ 98 ] انگيزهء كلى و محرك اصلى بر اين مقدمات احتياج لشكر بود به مال چه در اين حال از حدود مصر خبر رسيده بود كه الفى و اشقر سنقور با لشكرى گران به عزم قتال با ايلخان مصمم شده‌اند . و ايلخان شاهزاده منكوتيمور را - چنان كه ذكر آن رفت - با لشكرى جرّار نامزد نبرد با ايشان مىكرد و سپاهى ديگر نزد شاهزاده ارغون به سمت بلاد شرقى مىفرستاد و نيز از حدود دربند باكويه استمدادى كرده بودند و آن هم بر ساير شواغل مزيد شده بود . در اين ميان رايات نصرت پيكر از راه اربيل و موصل به بغداد مىرفت ايلخان ، صاحب علاء الدين را جهت ترتيب امور از پيش بفرستاد . پادشاه در كنار ديهى از اعمال رحبة الشام كه آن را ديراسير گويند چند روزى به