عبد المحمد آيتى
53
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
مسعود بيك بن يلواج به سمرقند رفت و از اطراف متفرقان را گرد كرد و در اندك مدت به آن ديار رونقى داد و امروز سرزمينى آباد و كعبه آمال ترك و تاجيك است . ملك شمس الدين محمد كرت او مردى بزرگوار بود و در فنون آداب استادى داشت . پدرش كرت در عهد سلاطين غور در شمار امير اسفهسالاران بود . از بخت بهرهمند و از حشمت برخوردار . با سلطان شهاب الدين كه در مقابل سلطان محمد خوارزمشاه سر فرود نمىآورد نسبت و قرابت داشت . در آغاز جلوس منكو قاآن « 1 » چون ميان او و اولاد جغاتاى كشمكش درگرفت ياسون منكو كه پسر صلبى جغاتاى « 2 » بود بعزم مقاتلت آماده گشت . منكوقاآن لشكرى گران بفرستاد و بعد از جنگ و ستيز فراوان ياسون منكو را بگرفت و نزد باتو فرستاد . در اينحال ملك شمس الدين محمد كرت محبوس بود . چون فرصتى يافت به بندگى حضرت شتافت و فرمانى را كه در عهد چنگيز خان براى او صادر شده بود [ 81 ] عرضه داشت و فرا نمود كه در آغاز خروج چنگيز از روى ميل و رغبت به اطاعت درآمده و خيسار شهر و غور كه مطلقا آن را سيستان گويند . ( سيستان اسم جنس آن است ) از طرف چنگيز خان به او داده شده و اكنون نيز حاضر است شرايط نيك بندگى بجاى آورد . منكو قاآن چون در سيماى او آثار شهامت و فراست ديد بنواختش و هرات و نيمروز و چند قصبهء ديگر از آن نواحى را بر آنچه بود مزيد كرد و نيز فرمان خاص و پايزهء سر شير به دو داد . ملك شمس الدين نزد امير ارغون رفت و با بلاغت و فصاحت خاصى كه داشت قلب او را نيز صيد كرد و امير ارغون نيز تا كنار آب سند به رسم مقاطعه به او واگذار كرد او او را بنواخت و بدين سبب نام و آوازهءاش بلند شد و شهرت يافت و چون در نظم آن نواحى نهايت كوشش به كار برد مورد قبول بيشتر قاآن قرار گرفت و اطراف كيكانات و قصدار را نيز در ضبط آورد . و تا سرحد دلى ( دهلى ) راهها را از راهزنان امن گردانيد و در اين زمان اشعار غراء او و هم سخاوت و بخشش او و هم شجاعت و كوشش او مشهور عالم گشت .
--> ( 1 ) - منكو قاآن بن تولى بن چنگيز خان . ( 2 ) - جغاتاى بن چنگيز خان .