عبد المحمد آيتى
27
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
از يك روز جنگ ملول و كسل شوى . مصلحت آن است كه پيش از آنكه به دشمن مددى رسد از پس او بتازيم . فتح الدين از اين سخن در خشم شد و بسرعت از پى خصم روان شد و در حوالى دجيل به لشكر مغول رسيد . فتح الدين - تانگويند كه از دشمن ترسيده است و قصد گريز دارد - بر استرى برنشست و با قفلهاى آهن [ 34 ] پاهاى آن ببست . چون دو لشكر مقابل هم صف كشيدند مغولان شبانگاه آب دجله را بر سپاه بغداد بگشودند و اكثر آن سپاه يا در آب غرقه شد و يا طعمهء تيغ چون آب گشت . فتح الدين در اين واقعه كشته شد و گروهى راه شام پيشگرفتند و دواتى با سه تن ديگر خلاص يافتند و بطور ناشناس وارد بغداد شدند . وقتى خليفه را گفتند كه از آن همه سپاه تنها دواتى با سه تن ديگر نجات يافتهاند و به بغداد رسيدهاند ، گويند سه بار به شكرگزارى گفت : الحمد اللّه على سلامة مجاهد الدين و نيز از غفلت و غباوت او روايت كردهاند كه وقتى به او گفتند كه سپاه ايلخان نزديك كوه حمريناند به تعجب پرسيد از آنجا چگونه توانند گذشت . بارى در ماه ذى الحجة سال 654 « 1 » در بغداد شور و ولولهاى شگفت افتاد و خواب و خور از ساكنان آن دور شد . [ 35 ] خليفه از روى اضطرار فرمان داد تا دروازههاى شهر و محلات را استوار كردند و گروهى را بر باورها بگماشتند . دواتى و شرابى و سيلمان شاه گروه كثيرى از عامهء مردم را مسلح ساختند . روز ديگر هنگام طلوع آفتاب جنگ ميان دو سپاه درگرفت . تير و زوبين و سنگ منجنيق و فلاخن از دو سوى چون باران باريدن گرفت و خلق كثيرى از اندرون و بيرون مجروح و مقتول شدند . شبانگاه ايلخان فرمود تا از جنگ دست بازكشيدند . پنجاه روز بدين منوال گذشت . چون هنوز مردم شهر پايدارى مىكردند ايلخان فرمود تا از آجرها كه بيرون شهر بود - براى آنكه بر شهر مشرف باشند - پشتهاى بلند بساختند و منجنيقها بر آنها نصب كردند . از صدمات سنگها و شيشههاى نفت شهر
--> ( 1 ) - وصاف آغاز حملهء هلاكو به بغداد را سال 654 و كشته شدن خليفه را سال 655 ذكر كرده و حال آنكه در همه منابع از جمله تاريخ جهانگشاى چاپ قزوينى ج 3 / ص 282 و 289 به ترتيب سالهاى 655 و 656 آمده است .