عبد المحمد آيتى
23
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
رسيد او را به بوسيدن و استلام آن سنگ الزام نمودند . او از غايت پرهيز بر سنگ بوسه نداد قرانى در دست داشت آن را بر سنگ نهاد و بر آن بوسه داد . رسم بر آن بود كه در اعياد خليفه بر اسبى تيزرفتار كه طوقى زرين و دستارچهاى به گردن و ساخت و ستام زرين داشت برمىنشست . طيلسانى سياه بر تن مىكرد و با گروهى از سادات و كبار مشايخ عهد به راه مىافتاد . از معتبران روايت است كه خواصّ و عوامّ روزنها و پنجرهها و غرفههائى را كه بر راه موكب او بود كرايه مىگرفتند . يك نوبت حساب كردند كرايهء اين ديدگاهها سه هزار دينار شده بود . خلاصه آن كه احتشام و جلال و اقتدار و مهابت او بيش از آن بود كه بتوان در اين موضع به شرح آن پرداخت . در آن تاريخ شصت هزار سوار نان پاره و رسوم از ديوان مىگرفتند . سردار سپاه و پهلوان لشكر او سليمانشاه ممدوح اثير الدين اومانى بود و امور مردم بر عهدهء دواتيان صغير « 1 » و كبير « 2 » و شرابى « 3 » واگذار شده بود و وزارت به مؤيد الدين محمد بن محمد بن عبد الكريم العلقمى « 4 » مفوّض بود و او فاضلى مبرز بود و كرمى جبلّى و وسعت نظرى غريزى داشت . [ 28 ] مستعصم با آنكه امام مفترض الطّاعه بود ، در انواع لهو و لعب كه عين بدعت و ضلالت است مستغرق بود . ابن العلقمى در امر دولت مستبد و منفرد بود ولى مقربان خليفه نسبت به وزير رعايت احترام نمىكردند و به ادب با او سخن نمىگفتند و اين امر موجب آزردگى خاطر او مىشد . عاقبت ميان او و خليفه خلاف افتاد و علت اين امر آن بود كه امير ابو بكر پسر خليفه از روى تعصب گروهى از لشكريان را مأمور كرد تا محلهء شيعهنشين كرخ را غارت كنند . و آنان نيز چنان كردند بعضى از سادات بنى هاشم را اسير ساختند و پسران و دختران را از خانهها بيرون كشيدند . وزير كه در تشيّع اعتقادى راسخ داشت از اين حركت
--> ( 1 ) - دواتدار صغير : مجاهد الدين ايبك المستنصرى . ( 2 ) - دواتدار كبير : علاء الدين الطبرس بن عبد الله الظاهرى . ( 3 ) - شرابى : شرف الدين اقبال شرابى از خواص مماليك المستنصر كه به مرتبهء سپهسالارى رسيد . ( در هر سه مورد رجوع كنيد به جهانگشاى چاپ قزوينى ج 3 / ص 449 و 450 ) . ( 4 ) - در نسخهء چاپى وصاف محمد بن عبد الملك العلقمى و در جهانگشاى مؤيد الدين محمد بن احمد بن محمد ضبط شده است ( جهانگشاى چاپ قزوينى ج 3 / ص 552 ) .