عبد المحمد آيتى

340

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

بازگشت . پس از بازگشت به درد مفاصل و سپس به اسهال خونى مبتلى شد و چون اميد از زندگى بريد فرمود تا زندانيان را آزاد كنند و به خيرات و نذور و صدقات اقدام نمايند . و نيز فرمانى صادر كرد تا اسامى خلفاى راشدين را بر ترتيبى كه خلافت يافته‌اند در خطبه‌ها ذكر كنند و هركه از اين حكم سرباز زند و به تحقير آنان پردازد دهنش پر از سنگ و خاك كنند . [ 617 ] و چون املاك خواجه سعد الدين وزير را گرفته و وقف خيرات سلطانيه كرده بود ، در اين حال فرمان داد تا نيمى از آن به اولاد او بازپس داده شود . آنگاه به خط خود وصيت‌نامه نوشت و شاهزاده ابو سعيد را به ولايتعهدى و تاج الدين را به وزارت تعيين كرد . پس هر دو گوشواره از گوش بدر كرد و با خاتم و نگين و فرمان ولايتعهدى در دستارچهء خاص پيچيد و به ايسن قتلغ سپرد تا ابو سعيد را بر تخت نشاند و نوئين اعظم چوپان را كه تازه از سفر روم بازگشته بود در مورد ابو سعيد سفارش‌ها كرد پس در شب جمعه بيست و نهم ماه رمضان ديده از جهان فروبست . [ 618 ] پس از انجام مراسم تغسيل و تكفين ، او را در قبهء ابواب البر با شكوه و جلال تمام به خاك سپردند . من در تاريخ وفات او گفته‌ام : خدايگان جهاندار اولجتو سلطان * كه كسر اعدا با فتح مملكت ضم كرد بسال هفتصد و ى واو آخر رمضان * ربيع عمر قضا هم بر او محرم كرد ( 716 )