عبد المحمد آيتى

326

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

بود اهل آن دعوت قبول نمىكردند در شب چهارشنبه [ 590 ] بيستم ذيقعدهء سال 495 بگرفت و ساكنان قلعه را بكشت و بزرگ اميد بيست سال در آن قلعه حاكم بود . حسن صباح بنياد الحاد بر زهد نهاد چنان كه در مدت سى و پنج سال حكومت او در آن مملكت كسى به ظاهر شراب نياشاميد و پسر خود محمد را بدين تهمت بكشت . حال بدين منوال بود تا نوبت سلطنت به سنجر رسيد . او از غايت سليم مزاجى و پاك‌اعتقادى كار ايشان فروگذاشت . حسن صباح ، بزرگ اميد را خلافت داد و در شب چهارشنبه بيست و سوم ربيع الاخر سال 528 وفات يافت . بزرگ اميد در ترويج سيرت حسن صباح كوشش فراوان كرد تا فدائيان فرصتى يافتند و امير المؤمنين المسترشد را در سال 529 كارد زدند . بزرگ اميد در بيست و سيم جمادى الاخر سال 532 درگذشت . محمد بن بزرگ اميد پسر او به حكم ولايتعهد برجاى او نشست . در آغاز جلوس او راشد بقتل رسيد و سلطان مسعود سلجوقى هم در اصفهان به دست ملاحده كشته شد . او در سيم ربيع الاخر سال 557 وفات يافت . حسن بن محمد بن بزرگ اميد بعد از محمد ، حسن به جاى او نشست . او گفتار پيشينيان خود را با نكات حكماى يونان و تصوف بياميخت . قوم او ، او را امامى برتر و عالمى مبرز پنداشتند . حسن به ظاهر ، منع احكام شريعت كرد و در هفدهم رمضان سال 559 در پاى قلعه الموت منبرى نصب كرد و چهار علم رنگين برافراشت و بر منبر شد . چون از حمد و ثنا فارغ شد مژده داد كه ابواب رحمت به مفاتح هدايت گشاده است و قيامت موعود نقد حاضر است و حسن بن محمد امام به حق و خليفهء مطلق است و ايشان را به خداى رسانيد و انواع تكليف برداشت . چون از منبر فرود آمد سفرهء عيد بگسترد و روزه بگشود و به شرب خمر و لهو مشغول شد و اين حسن را على ذكره السلام مىگفتند . در روز يكشنبه ششم ربيع الاول سال 561 در لمّسر او را كارد زدند .