عبد المحمد آيتى

19

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

و صد و بيست فرسنگ عرض دارد در اندك مدتى تصرف كردند . والى آنجا سرىرامه با هدايا و تحف عازم بندگى حضرت شد ولى اجل مهلتش نداد و در راه بمرد . بعد از او پسرش نزد قاآن رفت و مورد ملاطفت و نوازش واقع شد و باج و خراج از زر و مرواريد به عهده گرفت و قاآن ، آن ناحيت را در تصرف او گذاشت . در واقع آن جزيره‌اى است آبادان و از انواع جواهر و امتعهء گرانبها و گلها و بوئيدنىها و پرندگان سرشار . * * * [ 23 ] در عهد ديگر خانان پايتخت خان‌باليغ بود . چون قبلا قاآن بر تخت نشست شهرى مربع چهار فرسنگ در چهار فرسنگ بنا فرمود و آن را طايدو « 1 » نام نهاد و ارباب حرف و صناعات را از هر جنس بدان‌جا نقل فرمود و به اندك مدت رونق و رواج بسيار يافت و هم در آن شهر كاخى عظيم ، جهت مقر سلطنت و مقر خانيّت بساخت . اين كاخ چهار صد گام در چهار صد گام بود . فرمود تا صنعتكاران در تزيين آن رنج فراوان بردند . زمينش از سنگ يشم مفروش ساختند و در و ديوارش را نقاشان چيره‌دست به انواع نقش و نگارها بياراستند . چون مدت عمرش به هفتاد رسيد ، خواست پسر مهين خود چمكين را در حال حيات خود متصدى امور كشور سازد و وليعهد سلطنت گرداند . در اين باب با امرا مشورت كرد ، عرضه داشتند كه هرگز اين قاعده در ياساى چنگيزى نبوده كه با وجود پدر پسر عهده‌دار كار پادشاهى گردد . ما بندگان دستخط دهيم كه بعد از قاآن او را به پادشاهى برداريم . قضا را هنوز پدر زنده بود كه پسر درگذشت . [ 24 ] چون نوبت رحلت به او رسيد اعيان حضرت را حاضر كرد ، و گفت عمر من به پايان آمده ، اگر بر خانيّت تيمور پسر چمكين موافق و متفق هستيد فهو المراد و اگر موافق نيستيد بگوئيد تا او را با دادن مال و خواسته و حكومت خشنود سازم مبادا عصيان آغاز كند و گروهى از سپاه با او هم‌آواز گردند و امور دولت پريشان گردد همه متفق الكلمه گفتند تيمور مستعد امر خانيّت است و بعد از قاآن مالك رقاب و نائب مناب است . قاآن به سال 693 درگذشت .

--> ( 1 ) - طايدو - دايدو : جايى در حوالى پكن .