عبد المحمد آيتى

314

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

دلير به محافظت شهر پرداختند . ميان دو سپاه آبى ژرف بود باتو پسر را فرمود تا با ده هزار سپاهى از آب بگذرد و خود بر سر پشته‌اى به تضرع و زارى مشغول شد و از خداوند طلب پيروزى كرد . سرتاق با لشكر ده هزار نفرى خود حمله كرد و گروهى ديگر از كمينگاهها بيرون آمدند و به شمشير طناب سراپرده‌هاى دشمن ببريدند . اين عمل موجب آن شد كه رعب و هراسى فراوان بر مردم كلار چيره شود . در نتيجه تاب مقاومت نياورده شكست خوردند و آن نواحى ضميمهء ساير ممالك مغول شد . در سال 653 كه منكوقاآن مجلس مشاورهء ديگرى ترتيب داد ، باتو ، سرتاق را به پايتخت او فرستاد . پيش از بازگشت او باتو بمرد و سرتاق مورد الطاف و عواطف قاآن واقع شد و او نيز پس از اندكى بمرد . [ 580 ] بفرمان منكوقاآن ، براقچين خاتون كه بزرگتر خاتونان باتو بود امور مملكت او بدست گرفت و الاغچى پسر سرتاق را تربيت مىكرد . الاغچى هم پس از اندكى وفات يافت و بركه اغول افسر خانى يافت . لشكر او را با لشكر هلاكو به دفعات منازعات بوقوع پيوست . چون نوبت خانيت به منكو تيمور رسيد با اباقا خان طريق دشمنى پيمود چنان كه ذكرش گذشت . ذكر جغاتاى جغاتاى خانى بود سخت با مهابت . عرصهء مملكت او ماوراء النهر و ختن و كاشغر و بيش‌باليغ تا حدود قياليق بود . بعد از مرگ اوكتاى قاآن همهء سلاطين جهان روى به درگاه او مىآوردند . خاتون بزرگتر او به سكون « 1 » نام داشت و پسران بزرگتر او ماسيكان « 2 » و « 3 » ييسومنكو بودند . پيش از پدر ، ماسيكان بمرد و قرااغول در حال وفات پدر زاده شد . قاآن ولايت عهدى را به او مفوض داشت . به سكون خاتون با حبش عميد به ادارهء مملكت مشغول شد . چون كيوك خان بر تخت نشست با ييسو راه دوستى پيمود و گفت با وجود پسر ، نواده چگونه پادشاهى كند و تحتگاه بر وى مقرر داشت .

--> ( 1 ) - جهانگشاى : يسلون . ( 2 ) - در جهانگشاى ماتيكان ضبط شده ولى از سياق عبارت وصاف كه گويد : « ماسيكان ماسكهء حيات را ترك گفت » معلوم مىشود مؤلف او را بدين نام مىشناخته است . ( 3 ) - كيوك خان بن اوكتاى قاآن بن چنگيز خان .