عبد المحمد آيتى
299
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
رفتند . چنگيز خان براى مطالعهء شهر و حصار به مسجد جامع آمد . پرسيد اين خانهء وسيع سراى سلطان است ؟ گفتند نه ، خانه تنگرى است . پس به دو سه پايهء منبر برآمد . فرمود تا غلات مىآوردند و در صندوقهاى قرآن مىريختند و عليق چارپايان مىساختند و اوراق قرآنها زير پى ستوران ريخته بود . آنگاه آلات طرب نواختند و به شرابخوارى مشغول شدند و سادات و ائمهء اعلام چون سيد جلال الدين الترمذى « 1 » [ 566 ] و ركن الدين امامزاده را به محافظت ستوران گماشتند . پس چنگيز خان به مصلاى عيد بر منبر شد و به احضار مردم شهر فرمان داد . صورت اغنياء را طلبيد و دويست و هفتاد تن بودند . آنگاه به واسطهء ترجمان گفت : سلطان خون و مال چندين مسلمان بىگناه هدر گردانيد و به غدر و غرور اين بلا بر سر خود كشيد . بدانيد كه بىشك بزرگان شما مرتكب گناهان شدهاند و بر خردان ستمها كردهاند . تا خدا مرا كه صورت عذاب آسمانىام بر شما مسلط گردانيد . بعد از اتمام خطبه مغولان را براى گرفتن مال بر سر توانگران بگماشت . مغولان آتش در شهر زدند و مدت چند روز اكثر شهر سوخته گرديد . پس عزم تسخير حصار شهر كرد و اهالى را به محاصرهء حصار فرمان شد . كوك خان و ياران را بيش طاقت مقاومت نماند . مغولان آتش در قلعه زدند و تمام اركان سلطنت و اعيان و خانان را بند برنهاده نزد چنگيز آوردند . همه را بقتل آورد در اين واقعه سى هزار تن كشته شدند و برسم مغول همهء ساكنان شهر را به صحراى مصلى بردند گروهى را جهت سياهى لشكر جدا كردند و عزم سمرقند نمودند . ذكر سمرقند سمرقند آبادترين شهرهاى ممالك سلطان محمد بود . كثرت سپاه و استوارى قلعه و حصار ان در جهان مشهور بود . سلطان صد و ده هزار لشكرى كه شصت هزار از تركان و پنجاه هزار از غير تركان بودند و بيست فيل در آنجا آماده داشت . [ 567 ] چون چنگيز خان به سمرقند رسيد ، اوكتاى و جغاتاى نيز كه كار اترار را پايان
--> ( 1 ) - جهانگشاى : الرندى