عبد المحمد آيتى
267
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
بند برنهادند . ياساول نوئين چون بر كيفيت واقعه خبر يافت تا ذو القرنين را آزاد كردند و براى او مكانى معين كرد و مراسم ادب و احترام بجاى آورد اما لشكر را به مراقبت او امر فرمود . چون شاه الجايتو آگاه شد فرمان داد تا ذو القرنين را نزد او بردند پس او را بنواخت . ذو القرنين سوگند خورد كه ديگر بار خلاف نكند شاه او را با بعضى از شاهزادگان اجازهء بازگشت داد و شنغسون « 1 » را همراه او نمود و فرمان داد تا هرچه سپاه بيكتوت از او گرفتهاند بازپس گيرد و او را بىهيچ رنجى به اردوى او رساند . اما جمعآورى مال غارت شده ميسر نگرديد . ذو القرنين در راه پيمان بشكست و شنغسون « 2 » را با زنش در قلعهاى محبوس كرد و صد سوار موكل او گردانيد [ 515 ] اما شنغسون « 3 » و زنش موكلان را شراب دادند آنقدر كه مست و خراب بيفتادند . پس خود او بر اسب نشست و رو بگريز نهاد . ذو القرنين چون از فرار او آگاه شد سپاهى به تعقيبش فرستاد ولى دست خالى بازگشتند . ذو القرنين ، خاتون او را با بنهاش به خراسان فرستاد و عذرها خواست . ذكر مخالفت چپر « 4 » و توا « 5 » اختتام كار ايشان در اثر سخنچينى برخى از نزديكان ميان چپر و توا مخالفت افتاد . در سال 705 بابااغول از طرف چپر و يسوراغول و چنكشى نوئين از امراء توا ميان سمرقند و خجند با يكديگر روبرو شدند و جنگى درگرفت . در اين جنگ يسوراغول و جنكشى پيروز شدند و لشكر چپر را منهزم ساختند و غارت كردند و گروهى را اسير گرفتند . پس از اين شكست شاه برادر چپر با لشكرى قصد يسور و جنكشى كرد . در اين نبرد آن دو را شكست داد و آنان به حصار خجند پناهنده شدند . توا قاصدى نزد چپر فرستاد و پيشنهاد كرد [ 516 ] بهتر آن است كه مجلس محاكمهاى تشكيل شود و درباره اين جنگ سگالش شود تا هركه خطا كرده گوشمال داده شود . پس از طرف چپر سولدتاى و از طرف توا ، اشتان معين شد . و قرار بر آن نهادند كه مدت يك ماه در شاش ( - چاچ ) كه تركان آن را تاشكنت
--> ( 1 ) - چ : شغسون ( 2 ) - چ : شغسون ( 3 ) - چ : شفسون ( 4 ) - چپر بن قيدو بن غازى اغول بن اوكتاى قاآن ( 5 ) - توا ابن براق بن اسندو و ابن ماتيكان بن جغتاى بن چنگيز خان .