عبد المحمد آيتى

13

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

ناچار با لشكرى گران قصد او كرد . در اين نبرد لشكر آلغو را شكست افتاد و آلغو بگريخت و به جمع‌آورى لشكر پراكنده پرداخت . در آن حال ساداى ايلچى با لشكرى به او پيوست آلغو با اين سپاه از نو بر دشمن تاخت و خود به ميدان رفت و نبردى سخت درگرفت . در اين نبرد آريغ بوكا شكست يافت و روى به هزيمت نهاد [ 14 ] . در آن نزديكى قبلاقاآن نيز لشكرى به قصد گوشمال او روانه كرده بود و چون طريقى جز التجا به برادر در پيش نداشت از راه خضوع قاصدى فرستاد و عذرها خواست و از كردار خود اظهار ندامت نمود . قبلا عذر او بپذيرفت ولى او را با يك خاتون و چند كس كه به خدمتش قيام نمايند به ناحيه‌اى روان كرد تا در آنجا به استراحت پردازد . اين واقعه در سال 658 بود . مدّت خانيّت او دو سال و نيم بود . از او پسرى ماند بنام ارو . تتميم چون اريغ‌بوكا بگريخت وزيرش مسعودبيك نزد آلغو شتافت و از او نوازش و التفات بسيار ديد . آلغو در اواخر سال 658 در آلماليغ بر تخت نشست و هرغنه را كه خاتون هولااوقرا « 1 » پسر منكوقاآن و مادر مباركشاه « 2 » بود به ازدواج خود درآورد . هرغنه دو خواهر بسيار زيبا داشت . يكى الجاى خاتون كه هلاكو خان او را به زنى گرفت و ديگرى بيكى كه زن صائن خان‌باتو « 3 » بود . هرغنه را به مسلمانان رغبتى بود [ 15 ] و چون هنگام وضع حمل از دنيا برفت آلغو چنان پنداشت كه اين حادثه به علت تعصب و علاقهء او به مسلمانان بوده است . بنابراين فرمان داد تا مسلمانان سمرقند و بخارا را غارت كنند و قتل‌عام نمايند چه دوستى آنان بر هرغنه مبارك نيفتاده بود . ولى مسعود بيك مانع شد . و او را از اين كار بازداشت . آلغو نيز پس از اندك مدتى در اوايل سال 662 بدرود زندگى گفت [ 16 ] . مدت سلطنتش چهار سال بود . پس امرا اتفاق كردند تا مباركشاه بر تخت نشيند و

--> ( 1 ) - هولااوقرا بن منكو قاآن بن تولى خان بن چنگيز خان . ( 2 ) - چ : هرغنه مادر مباركشاه و خاتون قرااغول نبيرهء جغاتاى . ( 3 ) - باتو بن جوجى بن چنگيز خان .