عبد المحمد آيتى

255

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

اين مپندار كه گرگ از رمه يابد مويى * تا كه چوپانش « 1 » بود بر امرا مير گزين . . . موضع ايراد ذكر [ 478 ] در سال 705 جمعى بسعايت پرداختند و با دولت مخدومان بزرگ رشيد الدين و سعد الدين آشكارا مخالفت كردند . لكن سوء نيت آنان بر پادشاه معلوم شد و فرمان داد تا برخى از مخالفان را بقتل آوردند و برخى را چوب زدند و آن دو را به الطاف خود بنواخت . آنكه آن دو مخدوم را متهم ساخته بود و به سزاى عمل خود رسيد تاج الدين گورسرخى بود و آنكه مأمور تحقيق در اين امر شده بود قتلغ شاه نوئين بود . مبرا شدن رشيد الدين و سعد الدين از آن اتهام موجب شادمانى همگان شد . [ 480 ] اين شخص تاج الدين لقب داشت ولى نمىدانم چه دينى داشت . در زمان هرقداق سمت كتابت داشت و با چند تن ديگر از اشرار كه به مجرد سياه كردن سطرى چند نام كاتب بر خود مىنهند ، ملحوظ نظر آن دو مخدوم شده بود و از راه فضول در امور مالى و ملكى آنان خوضى پيوست . مدتى بر اين برآمد ، تا در شوال سال 705 سيد به خدمت سونج نوئين رفت و از روى غرض زبان به سعايت و فتنه‌انگيزى گشاد و گفت تا پادشاه نو بر تخت نشسته ، وزيران صدها هزار دينار تصرف كرده‌اند و حساب مملكت را به راستى بيان نكرده‌اند و خط داد كه در مواجهه با ايشان همه را بر عهدهء ايشان ثابت گرداند چنان كه همه زبان به تحسين او گشايند . ياران او نيز تصديق كردند سونج نيز او را نويد داد كه يارىاش خواهد كرد . پس در خلوتى به عرض ايلخان رسانيد . ايلخان تا در اين مهم تحقيقى رود ، فرمان داد قتلغشاه نوئين به اتفاق چند تن ديگر از امراء از آن دو سخن پرسند تا حق از باطل روشن شود . سيد دريارغوى بزرگ حاضر شد و همچنان بر اتهام خود اصرار مىورزيد و براى اثبات مدعاى خود اسنادى نيز ارائه داد و شهودى را كه وعدهء مال داده بود به مجلس حاضر ساخت ، ولى شهود كه هنوز چيزى از عمرشان باقى بود از سيد تبرى جستند . [ 482 ] بارى اين باز پرسيدن چند روز از بامداد تا شامگاه ادامه داشت و هر كس سخن ديگرى را تكذيب مىكرد . در آن ميان گفتند كه شنيده‌ايم كه چون غازان بمرد هزار تومان زر در خزانه بود ( يعنى ده هزار هزار دينار ) و رشيد الدين و

--> ( 1 ) - مراد امير چوپان از رجال بزرگ دربار الجايتو و ابو سعيد است .