عبد المحمد آيتى

251

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

طفل را ببخشيد و علاوه بر آن فرمود تا هرچه به او تعلق دارد از خزانه و ديه و چارپا از غارت معاف باشد . امراى هزاره و صده و سپاهيانى كه در خدمت هرقداق بودند نزد شاهزاده آمدند و امان خواستند شاهزاده همه را امان داد . پس خراسان را به فرزند خود بسطام اغول كه هنوز خردسال است داد و ميرزاده بيكتوت پسر آلاداى نوئين را كه مردى است با سياست به نيابت او برگماشت و امر سپاه را هم به دو مفوض داشت و خان ابن خان آباجى و دانشمند و محمد قوجانى و تاىبوقا را كه سپاهيانشان را در اختيار او گذاشته بودند به محافظت آن حدود امر فرمود . و صاحب علاء الدين هندو پسر صاحب سعيد وجيه الدين را كه مدتى از امور ديوانى اعراض نموده بود و به كار آخرت پرداخته بار ديگر بخواند و امر وزارت را به دست او سپرد .