عبد المحمد آيتى
11
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
گشت . صورت حال چنان بود كه در آغاز جلوس منكو قاآن چون خواجه اغول و ناقو « 1 » پسران كيوك خان « 2 » فرزند اوكتاقاآن با چند تن از شهزادگان و سرداران - چنان كه در تاريخ جهانگشاى بتفصيل آمده است - توطئهاى كرده همداستان شدند تا بناگاه به خلاف او برخيزند . منكو قاآن از انديشهء آنان خبر يافت و فرمان بقتل همهء آنان داد و اكثر با اولاد و احفاد طعمهء تيغ گرديدند . در اينحال نبيرگان جغاتاى : آلغو و احمد يورى « 3 » و نيك پىاغول « 4 » و بغرچى را به سبب صغر سّن و عمر مقدر مخفى داشتند تا از شمشير قهر خلاص يافتند . اريغ بوكا ، آلغو را تربيت كرد و [ 12 ] چون خانيّت يافت حكومت نواحى الماليغ به او داد و فرمود تا هرچه از خزائن ممالك بدانجا مىآورند او به قراقروم فرستد . چه الماليغ نسبت به ديگر شهرهاى مغول حكم مركز را نسبت به محيط دايره دارد . چنان كه مسافران درست قول روايت مىكنند كه از الماليغ « 5 » تا بيشباليغ « 6 » دو هفته راه است و از بيشباليغ تا خانباليغ « 7 » از جانب جنوبى به راه بيابان كه مغول آن را يغرى اول گويد چهل روز راه و از آنجا تا قبچق « 8 » كه ولايت تنكت است سرحد ختاى از طرف شرق تا قراقروم از جانب شمال چهل روز راه است و باز از قراقروم تا خانباليغ و هم از آنجا تا قبچق همين مقدار مسافت نشان مىدهند . پس بدين علت آلغو را بدان نواحى فرستاد و او از الماليغ تا كنجك و تلاش « 9 » و كاشغر و كنار آبآموى در قبضهء حكومت آورد و لشكرهاى جغاتاى را گرد كرد و به اندك مدت شوكت و قدرتى تمام يافت و از خزاينى كه براى اريغ بوكا نزد او مىآوردند
--> ( 1 ) - چ : باقو . ( 2 ) - كيوك خان بن اوكتاى قاآن بن چنگيز خان چ : بورى . ( 3 ) - احمدپورى بن ماتيكان بن جغاتاى بن چنگيز خان . ( 4 ) - نيكپى يا نيكپاى بن ساربان بن جغاتاى بن چنگيز خان . ( 5 ) - آلماليغ شهرى بوده واقع در حوالى شهر كولجهء حاليه بر روى رود ايلى كه در درياچهء بالكاش مىريزد . واقع در ايالت تينچانپلو ، در چين غربى ( جهانگشاى ، چاپ قزوينى ج 1 / حاشيه ص 31 ) ( 6 ) - بيشباليغ به معنى پنج محله ، پايتخت ايغورستان . ( 7 ) - خانباليغ به معنى شهر خان ، نام قديمى شهر پكن . ( 8 ) - چ : قبحو . ( 9 ) - چ : تلاس .