عبد المحمد آيتى
228
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
مشاورهاى ترتيب داد و امراء را محاكمه كرد . چوپان بيك عمل قتلغ شاه را كه پاى در ميدان مبارزه ننهاده بود بشرح زير بازگفت . قتلغ شاه در دفاع از خود گفت هنگام حمله نبود او مخالفت فرمان كرد و من از شتاب او كراهت داشتم از سوى ديگر توق بزرگ با من بود و براى حفظ ناموس آن مجانبت را به مصلحت نزديكتر ديدم . ايلخان فرمود تا اميرانى را كه در آن لشكركشى بودند به نسبت رتبت هشتاد و هفت و هفتاد و هفت و سى و هفت چوب بر سرين بزنند و چند روز از ورود به اردو ممنوع دارند . چوپان را كه ابراز شجاعت كرده بود بنواخت و كمر خاص ارزانى داشت ولى او را نيز سه ضربه چوب زد . ملاى را عزل كرد و ارغداى و طغاتيمور را نيز به ياسا رسانيد . چون در امور مملكت وهنى رخ داده بود مصلحت كه در آنسال از مخارج مقرر ممالك مانند ادرارات و مسامحات و صدقات و مواجب دبيران و كارگزاران ديوان و مصارف آشپزخانه و حقوق قوشچيان و پارسچيان بعنوان كمك به امر لشكر مقدارى بكاهند . ايلچيان بدين مقصود با « آلتون بيلكاها » به جوانب مملكت روان شدند تا به جمعآورى اموال پردازند . بيست تومان ( - دويست هزار دينار ) زر بر شيراز حوالت رفت و سى تومان ( - سيصد هزار دينار ) زر بر بغداد و وجوهى را كه به امر حج اختصاص يافته بود در كار لشكر صرف كردند . پس در هر ناحيهاى مصيبتى روى نمود . همچنين از خواتين و خوانين و اركان دولت استمداد مالى شد . [ 415 ] بدين تدبير از اكناف مملكت هر روز بارهاى نقود و انواع جامهها و اجناس پىدرپى مىرسيد و با وجود اين چنان كه بايد و شايد مالى گرد نيامد و از آن خللها بوجود آمد كه يكى خسارت مال ديوان بود ديگر زحمت ملوك و رعايا . از جمله وظيفهاى كه براى مؤلف اين كتاب پس از آن همه خدمات جانى معين كرده بودند ، در اين حال جزء اموال بازگشتى شيراز به حساب آمد و من در حسب حال خود دو قطعه سرودم و به مخدوم جهانيان صاحبديوان فرستادم . از اين قرار : اى آنكه با كمال معالى قدر تو * بررفته هفت طارم عالى قباب نيست آب حيات و كوثر و سلسال و سلسبيل * چون چشمهسار جود تو فايض زهاب نيست آن عقدهاى در كه سرخامهء تراست * اندر همه خزاين افراسياب نيست